تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 607

مساهمون:

ص٦٠٧
شاه با عدل و خواجه با انصاف * نيست اين امن و ايمنى ز گزاف « 1 » هركجا عدل و امن « 2 » روى نمود * خلق را رأفت « 3 » و خوشى آسود ظن چه دارى كه اين‌چنين بنياد * شاه بهرام شه به هرزه « 4 » نهاد چشم بد دور باد از اين سلطان * كه جهان را بعدل داد امان خواجه را بر ممالكش بگماشت * كه به دو دين و شرع سر بفراشت بر خلايق شده مبارك پى * خواجگان پيش وى شده لاشى در محاسن به كار دو جهانى * چون محاسن سپيد و نورانى تا جهانست شادمانه زياد * جان او جفت رنج و درد « 5 » مباد تا جهانست باد دل‌شادان * كه جهانيست از وى « 6 » آبادان بر كه بر جان و خاندانش باد * جان ما جمله در امانش باد

در مدح نظام الملك ابو نصر محمد بن عبد الحميد المستوفى « 7 »

خواجه بو نصر نائب دستور « 8 » * چشم بد زان جمال و دانش « 9 » دور خلق او هست بىريا و نفاق * خلق او « 10 » هست بىخلاف و شقاق هم نكوخلق و هم نكوگفتار « 11 » * هم نكوخط و هم نكوديدار آنچه گوش از كمال « 12 » خواجه شنيد * چشم از او صد هزار چندان ديد جان و دل را حديقه و مونس « 13 » * عقل و گل را شمامه و مجلس « 14 »
هامش
( 1 ) - چ : به گزاف ( 2 ) - ل : امن و عدل ( 3 ) - ذ : راحت ، كم : الفت ( 4 ) - ب : شاه بهرام شه به هرزه ، م : بهرام شاه هرزه ( 5 ) - ل : درد و رنج ( 6 ) - ب : كه جهان از ويست ( 7 ) - چ : السيد نظام الدين تاج الخواص ابى نصر محمد بن محمد بن عبد الحميد بن عبد الصمد المستوفى ، ذ : الصدر جمال الدين تاج الخواص ابو نصر محمد بن عبد الحميد المستوفى و يقول منه ، ل : صاحب اجل نظام الملك جمال الدولة و الدين ابى نصر محمد بن عبد الحميد المستوفى ، كم : ب : الاجل نظام الدين تاج - الخواص ابى نصر محمد بن محمد المستوفى ( 8 ) - ت : و دستور ( 9 ) - ل : جمال و دانش ، م : جمال دانش ، ب : جمال جانش ( 10 ) - ت : لطف او ( 11 ) - ض : نكوكردار ( 12 ) - ل : كلام ( 13 ) - ب : حديقهء مونس ( 14 ) - ب : عقل كل را شمامهء مجلس