تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
آنكه حاتم اگر شود زنده * شود از جان و دل ورا بنده فطنت و ذهن پاى بر جايش * برده تا عرش رايت رايش « 1 » باشد اندر نظام هر دو سراى * مرد صاحب حديث و صاحب « 2 » راى اندر آن نيمه سنت‌آرايست « 3 » * وندر اين نيمه ملك پيرايست « 4 » بوده « 5 » صاحب حديث بهر خداى * هست در شغل ملك صاحب راى صاحب راى شه روّيت او * ناصح دين شه طويت او مرد كز بهر دين خرد را باخت « 6 » * با خردتر ازو خرد نشناخت عالمى « 7 » عاملست در ره دين * كافى كاملست « 8 » و با آئين شد ترازوى دين وزارت او * زان به دو راست شد امارت او « 9 » در وزارت قويست بازوى او * زان سبب قلب خوان ترازوى او « 10 » هست « 11 » در مجلس خداوندى * بىبدان را بنيك پيوندى مرد دين را شريعت آموزد * شمع در پيش شمس نفروزد « 12 » خردى را كه پيش حق يازد « 13 » * آن خرد پيش شرع دربازد « 14 » گر زند در صلاح « 15 » ملك نفس * نه ز خود كز خداى بيند بس عالم از بهر بندگى كردن * از فلك طوق ساخت در گردن پس از اين دهر « 16 » پرامارت را « 17 » * نسخه زين در برد « 18 » وزارت را طينتش بر وفاى دين « 19 » مجبول * طيبتش در صفاى دل مشغول بخشش او بوعده و بسؤال * نه امل مال بل امل را « 20 » مال
هامش
( 1 ) - ل : و رايش ( 2 ) - ل : و صاحب ، م : صاحب ( 3 ) - ب : آرائيست ( 4 ) - ب : و اندر اين نيمه ملك پيرائيست ( 5 ) - و : برده ( 6 ) - خرد در تاخت ، چ : خرد در باخت ( 7 ) - و : عالم و ، ب : عالم ( 8 ) - ب : عامل كاملست ( 9 ) - دو مصرع اين بيت در « ب ، ت ، ط » مقدم و مؤخر است ( 10 ) - چ :شد ترازوى دين وزارت او * زان سبب قلب خوان وزارت او( 11 ) - م : هشت ( 12 ) - ل : شمس بفروزد ، ب : شمس نفروزد ، م : شمع نفروزد ( 13 ) - ب : بازد ( 14 ) - ت : درتازد ، پ : دريازد ، ى : شمع دربازد ( 15 ) - ل : صلاى ( 16 ) - ل : جاى ، چ : جان ( 17 ) - ل : پرامانت را ( 18 ) - ب : برد ، م : بود ( 19 ) - ب : دل ( 20 ) - ب : بل امل را ، ل : بلكه آمل