تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 606

مساهمون:

ص٦٠٦
در ورع همچو شبلى « 1 » صوفى * در نكت بو حنيفهء كوفى در حفاظ وفا يگانه شدست * اختيار همه زمانه شدست عيش عالم به دو شده « 2 » تازه * هنر او گذشت از اندازه شهريارى تنى شد « 3 » او جانست * انس و جن مرورا به فرمانست روز و شب در صلاح كار جهان * سال و مه زو بود قرار جهان قبلهء دانش است و جان شريف « 4 » * كس چنو نيست بردبار و لطيف « 5 » در زمانه به خط چنو كس نيست * با خطش خط مقله جز خس نيست خواجهء خواجگان هفت اقليم « 6 » * كرده سلطان جهان به دو « 7 » تسليم پادشاهان زوى كله يابند * بىرهان از لقاش ره يابند همچو گردون همى كله بخشد * عفو بستاند و گنه بخشد از هنر تاج گشته بر وزرا * در او مأمن « 8 » همه فضلا تا كه بنشست خواجه در بالش « 9 » * بالش آمد ز ناز در بالش شهر غزنين چه كرده بود از داد * كه ورا زين صفت وزيرى داد زين سپس « 10 » اهل غزنى « 11 » از غم و رنج * رسته گشت و نشست « 12 » بر سر گنج آن كز اندوه فقر مىبگريست * غم فراموش كرد و شاد بزيست چون خدا راه حكم « 13 » بگشايد * حكمت خود بخلق بنمايد زين صفت پيشكار « 14 » بنشاند * كار عالم « 15 » به حكم او راند شاه بهرام شاه و خواجه وزير * برخى اين چنين نكوتقدير
هامش
( 1 ) - م : شبلى ، چ : شافعى ( 2 ) - ب : شده ، م : بود ( 3 ) - ل : شهريارى تنى شد ، ب : شهريار تن است و ، م : شهر غزنى تنى شد ( 4 ) - پ : ملت دانشست و جان لطيف ( 5 ) - چ : بردبار ظريف ، چ : كه چنو نيست هيچ شخص لطيف ، ب : كه چنو نيست هيچ خلق ظريف ( 6 ) - م : به هفت اقليم ( 7 ) - ذ : كرد سلطان به دو جهان ( 8 ) - ب : در او مأمن ، م : در مأمن از او ( 9 ) - ض : بر بالش ( 10 ) - ذ : سبب ( 11 ) - ل : غزنين ( 12 ) - چ : نشسته ( 13 ) - ب : حكم ، م : حلم ( 14 ) - ب : پيشكار ، م : پيشگاه ( 15 ) - ذ : گيتى
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 606 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى