تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 597

مساهمون:

ص٥٩٧
مردم ديده بىنهان « 1 » بينى * هم بخردى « 2 » كند جهان‌بينى نقطهء نه و اين جهان در وى « 3 » * ذره‌اى نه « 4 » و آسمان در وى « 5 » عمر او اندك و خرد بسيار * همچو چشم خرد شده بيدار گرچه بسيار سال و مه نشمرد « 6 » * نبود هيچ طفل بخرد خرد ديده از ديدهء پسنديده « 7 » * همه كشور « 8 » چو مردم « 9 » ديده جرم او خرد بود چون اكسير * باز معنى بزرگ و قدر « 10 » خطير فكرت او « 11 » بخشندى و بخشم « 12 » * اندك و دوربين چو مردم « 13 » چشم دولت از بهر مير دولتشاه * جامه از مهر كرد و خانه « 14 » ز ماه فلك از بهر خدمت در اوى « 15 » * گشته « 16 » مانند تاج افسر اوى « 17 » چون توانست بندگى « 18 » كردن * پس بدانست بنده‌پروردن چون پيمبر « 19 » بيثرب افتاده * آمده « 20 » باز و مكه بگشاده بوده خوب و نسيب « 21 » چون يوسف * هم به طفلى غريب چون يوسف مايهء « 22 » روح صورت خوبش * او چو يوسف پدر چو يعقوبش از درون هم چراغ و هم مونس * وز برون هم شمامه « 23 » هم مجلس بوده بحر كفايتش ز صفا * بوده برّ درايتش « 24 » ز وفا آن يكى پرجواهر « 25 » احسان * و آن دگر « 26 » پربواهر برهان
هامش
( 1 ) - ل : بىجهان ( 2 ) - ب : هم ز خردى ، ل : هم بخوردى ، ض : ز خوردى ( 3 ) - ب : نقطهء نى و اين جهان به روى ( 4 ) - س : ذرهء نى ، م : ذروهء ( 5 ) - نه ، س : به روى ( 6 ) - ب : برنشمرد ( 7 ) - ب : ديدهء پسنديده ، س : ديده و پسنديده ( 8 ) - س : همه گيتى ، ب : همچو گيتى ( 9 ) - ذ : چه مردم ( 10 ) - س : گاه معنى بزرگ قدر و ( 11 ) - چ : نگه او ، م : نكت او ، س : فكرت ( 12 ) - م : بخشندى بخشم ، س : بخشندى و بخشم ( 13 ) - ض : همچو قدر نظاره مردم ( 14 ) - ل : خانه ، م : خامه ( 15 ) - ب : در او ( 16 ) - م : گشت ( 17 ) - م : تاج و افسر او ، ب : افسر او ( 18 ) - چ : بدانست مردمى ، س : بدانست بندگى ( 19 ) - ب : پيمبر ، م : پيامبر ( 20 ) - ب : و آمده ( 21 ) - س : بندهء خود نسيب ، ل : بوده خوب نسيب ، م : بوده خوب و نسيب ، چ : بودهء خود نسيب ، ذ : بوده خوب و نشيب ( 22 ) - ذ : سايهء ( 23 ) - ل : شماره ( 24 ) - ت : در درايتش ( 25 ) - ب : اين يكى پر ز جوهر ( 26 ) - ب : و ان دگر ، م ، و آن يكى
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 597 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى