تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦
همچو خورشيد باش روشن‌روى * عالم‌آراى و پادشاهى جوى آفريننده باد يار ترا * كآفريد او بزرگوار ترا

ستايش امير جلال الدولة ابو الفتح دولتشاه بن بهرام شاه ابن مسعود انار الله براهينهم

تا دل و دولتست و بينائى * جود و فرهنگ و هنگ و والائى باد بر دولت دو عالم شاه * شاه و فرزند « 1 » شاه دولتشاه آنكه « 2 » در روى « 3 » اوست فرّ ملوك * از پىجوى اوست جرّ « 4 » ملوك آن چو خورشيد « 5 » چرخ را درخورد « 6 » * و آن چو بدر فلك سفر پرورد « 7 » از پى قهر خويش « 8 » و بدخواهان * بندهء شاه و خواجهء « 9 » شاهان خامش و عادل و بهى چو ملك * هشتم هفت پادشاه « 10 » فلك رنج ديده چو يوسف از پس ناز « 11 » * در غريبى و پادشا « 12 » شده باز چون سياوش رفته زافت نو « 13 » * وامده « 14 » باز همچو كيخسرو همچو يوسف بروز طفلى شاه * قهر پرورده « 15 » گشته از پى گاه « 16 » گرچه از غش « 17 » نبود آلوده * بوتهء غربتش بپالوده « 18 » بود « 19 » شاه غريب « 20 » همچون جم * بود « 19 » خرد « 21 » و بزرگ چون خاتم « 22 » خرد « 23 » جرم و بزرگ فرمان بود * راست چون خاتم سليمان بود خرد بود « 24 » و جهان فراوان ديد * مردم ديده بود از آن آن « 25 » ديد
هامش
( 1 ) - س : شاه فرزند ( 2 ) - ل : زانكه ( 3 ) - ت : از روى ( 4 ) - ب : وز تحرى اوست جر ، ل : وز پى جر اوست جر ، ض : وز پى حرز اوست حرز ( 5 ) - س : خرشيد ( 6 ) - س : درخورد ، م : درخور ( 7 ) - س : پرورد ، م : درخور ( 8 ) - ب : از پى قهر خويش و ، س : از پى خويش قهر ، ذ : آنچه خرشيد قهر ( 9 ) - ب : شاه خواجه و ( 10 ) - چ : هشتم پادشاه هفت ( 11 ) - ب : از پى نار ( 12 ) - س : پادشا ، م : پادشه ( 13 ) - ب : زافت زو ، ل : زافت نو ( 14 ) - م : آمده ( 15 ) - ب : رنج پرورد ( 16 ) - ذ : از پى جاه ( 17 ) - ب : ارزغش ، كم : شرعش ( 18 ) - ب : بيالوده ( 19 ) - س : بود ، م : بوده ( 20 ) - ذ : شاه و ، م : شاه غريب ( 21 ) - ب : خورد ( 22 ) - چ : بزرگ را خاتم ( 23 ) - ب : خورد ( 24 ) - س : فرد ديده ، چ : خرد ديده ، ب : خورد بود ( 25 ) - س : از او آن
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 596 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى