تا جهان باد « 1 » شادمان بادى * كز تو شد دين حق به آزادى
جز ترا نيست « 2 » بر سپهر و زمين * ملكى آراسته به دولت و دين
فى صفة العلماء و امراء الدولة القاهرة و صفة غلمانه و جنده كثّر هم اللّه
عالمانت چو تيغ چيره « 3 » زبان * عاملانت « 4 » چو نيزه بسته ميان
وين كمر بستگان « 5 » كه بر در تو * بگشادند جمله كشور « 6 » تو
گرچه همواره تند و كين دارند * تندى خود « 7 » ز بهر دين « 8 » دارند
گردن كس بخشم و كين « 9 » نزنند * چون على جز بامر « 10 » دين نزنند
چون على زين دو آلتند « 11 » دلير * مصحف « 12 » شرع و صفحهء شمشير
نيست در غزو « 13 » و در مقالتشان * جز حديد و حديث « 14 » آلتشان
چون سر ملك جاودان دارند * زين جهان اين دو را بدان « 15 » دارند
كه ز شه سوى سجدهگه پويند * تنگرى تنگرى همىگويند
نه همه بتپرست « 16 » چون كفار * نه همه حقپرست عابدوار
نيستشان جز دو كار در همه گاه * سجدهء « 17 » كردگار و خدمت شاه
دوستان را مباركند به فال * دشمنان را هميشه رنج و و بال
از كف پاى تا بتارك دل * صد هزاران تنند با يك « 18 » دل
تيغداران « 19 » چو نيزه و چو سنان * همه برجسته و ببسته ميان « 20 »
هامش
( 1 ) - ذ : تا جهانست
( 2 ) - س : چون ترا هست
( 3 ) - س : عاملانت چو تيغ جره
( 4 ) - س : عالمانت
( 5 ) - ذ : زين كمر بستگان ، ب : وينهمه بندگان
( 6 ) - ب : مىگشايند جمله كشور ، م : بگشايند جمله بر در
( 7 ) - چ : خور
( 8 ) - كم : راى زى نظم ملك و دين
( 9 ) - ب : براى كين
( 10 ) - پ : چون على با مراد
( 11 ) - س : زين دو آلتند ، م : زين دو الفتند
( 12 ) - ب : صفحهء ، م : مصحف
( 13 ) - س : در غزو ، م : در قول
( 14 ) - م : حديث و حديد
( 15 ) - ب : زين جهان اين دو را بدين ، ل : آن جهان زين دو در امان ، س : آب از آن زين دو آبدان ، م : زان جهان اين دو آمد آن
( 16 ) - ب : بتپرست ، م : سهپرست
( 17 ) - ض : طاعت ، چ : خدمت
( 18 ) - چ : در يك
( 19 ) - ذ : صد هزاران
( 20 ) - اين بيت در صفحهء 593 نيز آمده و در بيشتر از نسخ در هر دو جا مكرر شده است .