چه كنى پنج روزه « 1 » ملك خيال * كز پى تست ملك عزّ و جلال « 2 »
بسراب از سر طمع مشتاب * زانكه نبود سراب را پاياب
صد هزاران « 3 » جنيبت اندر زين « 4 » * هست پيش سراى پردهء دين « 5 »
اوت ره داد « 6 » اوت شه دارد * اوت برداشت او نگه دارد
تخت تو بر رخ « 7 » زمين عارست * گردن چرخ بهر اين كارست
كام زخم زمانه كام « 8 » تراست * اشهب و ادهمش لگام « 9 » تراست
مدح پادشاه به ترتيب كواكب و بروج دوازدهگانه
پاى برنه بر آسمان سرمست * تيغ بهرامشاهى اندر دست
مه چو پيش آيدت سرش بشكن * تير اگر « 10 » دم زند زبانش بكن « 11 »
زخمه « 12 » بستان ز پنجهء ناهيد * تاج برنه « 13 » بتارك خورشيد
تيغ بيرون كن از كف بهرام * تندى او بتيغ او كن رام « 14 »
تير بگشاى كورى ابليس * همچو برجاس كن رخ برجيس
برگراى اين كبود ايوان را * تا نمايد نهيب كيوان را
نحس كيوان بتيغ اعداكش * بستان « 15 » سعد كنش چون زاوش
هم به نيروى بخت خرد « 16 » بساى * سر كيوان سپر به زير دو پاى
چون دوات تو ديد بىتلبيس * چون قلم سرنگون شود برجيس
باز « 17 » برجيس را بكن دندان « 18 » * ده به تاراج خانهء كيوان
نيزه يكدم بسوى بالا كن * هفت سياره را ثريّا كن
زره آسمان ز سر بركش * اختران را به طاعت اندركش
هامش
( 1 ) - پ : روز
( 2 ) - س : عز و جلال ، م : عز جلال
( 3 ) - س : سد هزارت ، ض : صد هزارت
( 4 ) - س : اندر دين
( 5 ) - س : سراى پرده بزين
( 6 ) - س : ره داد ، م : ده داد
( 7 ) - ك : بر رخ ، م : برزخ
( 8 ) - ك : زخم
( 9 ) - ل : بكام
( 10 ) - س : تيرگر
( 11 ) - س : زبانش بكن ، م : زبانش كن
( 12 ) - ذ : زخم
( 13 ) - ب : برنه ، س ، م : برزن
( 14 ) - پ : بتيغ كن آرام
( 15 ) - ب : بستان ، م : بسنان
( 16 ) - ل : خورده
( 17 ) - و : ناز
( 18 ) - م : ديوان ، چ : دندان