تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 589

مساهمون:

ص٥٨٩
كعبه را از بتان مطهّر كن * شمع توحيد را منوّر كن قصد هندوستان كافر كن * گل اين بام و بوم شش‌در كن چه كنى پنج روزه در غم و ياس « 1 » * لذّت چار طبع و پنج حواس مر ترا بنده عنصرست و فلك « 2 » * شش و پنج و چهار و سه دو و يك شش جهت را بعالم « 3 » تجريد * يك جهت « 4 » كن چو عالم « 5 » توحيد پنج حس را به قدر و راى « 6 » بلند * از سوى چهار طبع در دربند سه قوى را مده غذاى سرشت « 7 » * قوتشان ده ز باغ هشت بهشت « 8 » دو جهان را به زير حكم « 9 » درآر * يك خرد را « 10 » بمصطفى بسپار

در حكم راندن پادشاه

پايهء قدر « 11 » آن جهانى جوى * سايه و فرّ « 12 » آسمانى جوى همت اندر نهاد عالى دار * دل ز كار زمانه خالى دار دست از اين آبهاى جوى بشوى * شربت از آب حوض « 13 » كوثر جوى ملك باقى كمال‌ساز بود * ملك دنيا « 14 » خيال باز بود نيست اين ملك دهر را حاصل * ملك باقى طلب بر آن نه دل دل چه بندى در اين سراى مجاز * همت پست كى رسد بفراز اوست مقصود هر دوعالم تو * زو تسلى رسد بدين غم تو به سگانمان « 15 » براى مردارى * سايه و فرّ استخوان‌خوارى « 16 » امر و نهى زمانه خوابى دان * سر آبش تو چون سرابى « 17 » دان تشنه چون زى سراب روى نهاد * پشت اقبال در برو بگشاد
هامش
( 1 ) - س : چه كنى پنج روزه در فرتاس ( ظ : فرناس ) ، چ : در غم و ياس ، ب : در غم و باس ( 2 ) - ب : بنده عنصرست و ، م : بند عنصرست ( 3 ) - ل : ز عالم ( 4 ) - ل : جهت ( 5 ) - س : چو عالم ، م : بعالم ( 6 ) - ل : به قدر راى ( 7 ) - س : غذاى سرشت ، م : غذى و سرشت ( 8 ) - س : قوتشان ده ز باغهاى بهشت ( 9 ) - ب : حكم ، م : پاى ( 10 ) - س : يك خرد را ( 11 ) - س : پايه و قدر ( 12 ) - س : سايه و فر ، م : سايهء فر ( 13 ) - ب : از آب حوض ، م : از حوض آب ( 14 ) - ض : فانى ( 15 ) - ب : به سگان نان ، م : بستگان را ( 16 ) - ب : استخوان‌خوارى ، م : استخواندارى ( 17 ) - س : تو چون سرابى ، م : همه سرابى