تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
دين نگويد كه « 1 » تيغ بر دون زن * گردن گردنان گردون زن دلشان جز نيام « 2 » تيغ مدار * اين شرف ز آسمان دريغ مدار زانكه از روى لاف روز مصاف * نتوان كرد پشت كاف چو قاف روز هيجا كه صلح جنگ شود * نام بددل ز بيم ننگ شود « 3 » مرد رمح و عمود و تير و سنان « 4 » * زود پيدا شود ز مرد سه نان دشمنان را به زير پاى درآر * گردن سركشان « 5 » بدار برآر باز دل چون دو بال باز كند * تيغ كوتاه را دراز كند سيرت احمدى و طبع كريغ « 6 » * صورت يوسفى و آينه ميغ « 7 » خصم دين را بتيغ « 8 » بر در پوست * كه دو سر در يكى كله نه نكوست سر كه باشد سزاى خاره « 9 » و خشت * سوى بالش برى نه باشد زشت تنگ « 10 » باشد يكى جهان و دو شاه « 11 » * تنگ باشد يكى سپهر و دو ماه خوشهء ملك پخته شد خو كن * جامهء تخت « 12 » كهنه شد نو كن جدّ تو كو بهند « 13 » هر بارى * بت صورت شكست بسيارى تو بجد همچو جدّ ميان دربند * بت معنى شكن كنون يك‌چند تو بجد همچو جدّ ميان كن چيست * بت معنى شكن كه نوبت تست بت صورت اگر ممات دلست * بت معنى به سومنات دلست دل مؤمن چو كعبه دان بدرست * زمزم و ركن او مبارك و چست ليك حرص و غرور و شهوت و كين * حسد و بغض و آنچه هست چنين هريكى آفت از درون نهاد * هست يك بت به صورت و بنياد « 14 » اى شهنشاه عادل غازى * تيغ درنه چو احمد تازى « 15 »
هامش
( 1 ) - ذ : كين بگويد ( 2 ) - س : چون نيام ( 3 ) - ب : ننگ شود ، پ : تنگ شود ( 4 ) - ل : تير و سنان ، ل : تيغ و سنان ( 5 ) - چ : گرد نان ( 6 ) - س : طبع كريغ ، چ : طمع كريغ ( 7 ) - ب : آينه ميغ ، ل : كينهء تيغ ، س : آينه تيغ ( 8 ) - ذ : ز تيغ ( 9 ) - خاده ( 10 ) - ب : تنگ ، س : م : ننگ ( 11 ) - ب : به دو شاه ( 12 ) - ل : دهر ، كم : بخت ( 13 ) - س : گر بنهد ( 14 ) - چ : به صورت بيداد ( 15 ) - ت : غازى