تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 587

مساهمون:

ص٥٨٧
عدل را تازه بيخ كن بر گاه * ظلم را چارميخ كن در چاه سيرت عدل صورت هنرست * صورت بخل كژدم جگرست سيرت ظلم شه بتر « 1 » ز كنشت * صورت عدل شاه به ز بهشت شرع خشكست اشك ميغش « 2 » ده * كفر تشنه است آب « 3 » تيغش ده تيغ مردان « 4 » چو دست زن نبود * مملكت « 5 » را روان و تن نبود ظلم صفراى ملك و دين آمد * راى و « 6 » تيغش سكنگبين آمد دين و دولت بدين دو گردد چيز * خواجه را رأى و شاه را « 7 » شمشير ملك را گرچه عقل چون سازوست « 8 » * ملك بىتيغ تيغ بىبازوست « 9 » چكشى تيغ « 10 » بهر مشتى خس * باد رعب تو تيغ « 11 » ايشان بس بشكن از گرز گردن گردون * چون بقم كن « 12 » ز سهم در جان « 13 » خون شاه چون آفتاب « 14 » و ميغ بود * حرز و تعويذ رمح و تيغ بود حرز و تعويذ و سايهء « 15 » خانه * بابت كودك است و ديوانه

در سياست پادشاه

ملك چون بوستان نخندد خوش * تا نگريد سنان چون آتش بكن از خون دشمن آلوده * تيغهاء نيام فرسوده حلهء « 16 » لعل‌پوش ناچخ را « 17 » * هيزم‌افزاى صحن دوزخ « 18 » را كين ديرينه در دل آر تمام * كان قوى باعثيست بر اقدام « 19 »
هامش
( 1 ) - ت : شه بطر ( 2 ) - س : آب ميغش ( 3 ) - پ : واب ( 4 ) - س : مردان ، م : مردار ( 5 ) - س : مملكت ، م : ملكتت ( 6 ) - س : راى و ، م : راى ( 7 ) - راى و راى را ، ل : راى و شاه را ، م : راى شاه را ( 8 ) - س : عقل خود بازوست ، ل : عدل چون سازوست ، چ : عقل چون سازو است ( 9 ) - ب : بىنيروست ، م ، س : بىبازوست ( 10 ) - ب : چكشى تيغ ، ل : چكنى ملك ، س ، م : چكنى تيغ ( 11 ) - ل : باد تيغ تو رعب ( 12 ) - ك : بغم كن ( 13 ) - ذ : در دل ، س : در خان ، چ : در تن ( 14 ) - م : كافت آب ، س : را كآفتاب ، ب : چون آفتاب ( 15 ) - س : تعويذ سايه ( 16 ) - ب : جامهء ، ل : حلقهء ( 17 ) - س : مرشخ را ( 18 ) - ذ : زخم دوزخ ( 19 ) - چ : در اقدام ، ض : در اندام
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 587 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى