تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 586

مساهمون:

ص٥٨٦
شادمان زانكه نان بيوه‌زنان * كرده در نيك و بد قضيم خران « 1 » نان گاورس و زرّه بربايد « 2 » * خوان خود را بدان بيارايد « 3 » وجه مشموم مجلس و ميوه « 4 » * ساخته « 5 » از وجه خايهء « 6 » بيوه نان ايتام « 7 » و غزل دوك عجوز * بستده « 8 » حرص بيش كرده « 9 » هنوز غافل از روز عرض و نفخهء « 10 » صور * مانده از خلد و حوض كوثر دور به گل اندوده ماه را رخسار * همه قولش « 11 » چو فعل ناهموار شاه و عالم كه هر دو را حلم است * اين اولوالأمر و آن اولو « 12 » العلم است ور قدمشان نه در ره « 13 » امرست * اين اوالظم و آن « 14 » اوالخمرست پسر ار چند ناخلف باشد * ملك بايد كه زير كف باشد

در عدل نمودن و ظلم كردن

دولت اكنون ز امن و عدل جداست * هركه ظالم‌تر است ملك او راست گر همى ملك جاودان خواهى * زير فرمان خود جهان خواهى باش چون آفتاب ناغماز * به زبان كوته و بتيغ دراز عشرت آمد كه مىگزين مگزين « 15 » * ظفر آمد كه برنشين منشين « 16 » از مخالف بشوى در يك دم * هم به خون مخالفان عالم چون عمر نفس را به كار درآر * چون على حرص را بدار برآر « 17 » نفس با حرص هر دو دشمن دان * خويشتن را ز ننگشان برهان حرص را شربت هلاهل ده * نفس را « 18 » همچو مرده در گل نه « 19 »
هامش
( 1 ) - م : قسيم خران ، ذ : قضيب خران ( 2 ) - چ : زره بربائى ، ذ : از ره ، ت : ز ره بربايد ، كم : نان كه از گاو ورز بربايد ( 3 ) - نيارائى ( 4 ) - م : مشموم و مجلس ميوه ( 5 ) - ب : ساخته ، م : ساخت ( 6 ) - م : خانهء ( 7 ) - چ : مال ايتام ( 8 ) - ب : بستده ، م : بستدو ( 9 ) - ل : بيش كرد ( 10 ) - ت : نفحهء ( 11 ) - چ : قولت ( 12 ) - م ، س : الوا الامر وان الوا ( 13 ) - ب : بر ره ( 14 ) - م ، س : اولواالظلم و آن الوا ( 15 ) - ب : بگزين ( 16 ) - ض : بنشين ( 17 ) - ض : بر آ و بدار ( 18 ) - ض : آز را ( 19 ) - چ : گل نه ، م : گل ده ، كم : هم به زنده در گل نه