تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
نه بگفته است « 1 » صادق‌الوعدى * كاقتدوا بالذين من بعدى چون بصدق و بعدل هر دو بهم * عقد بستند كار شد محكم هر دو يكتا شدند از پى سود « 2 » * بىزيان « 3 » اقتدا درست نمود « 4 » نه بمانده است زنده جاويدان * جور مروان و عدل نوشروان ملك دو جهان به زير پاى « 5 » آرى * گر هوا را ز دست بگذارى « 6 » هركه پرهيزگار و خرسندست * تا دو گيتى است او خداوندست چون خرد افسر و تقى شد « 7 » گاه * خواندت جبرئيل شاهنشاه

حكايت در آنكه پادشاه را دل در هوا نبايد بستن

يافت شاهى كنيزكى « 8 » دلكش * شاه را آن كنيزك آمد خوش هم در آن لحظه‌اش به آب « 9 » افكند * گفت شه خوب نايد اندر بند كه چو بگشاد زو بلات « 10 » بود * شه چو دربند ماند مات بود گفت شه دست برده در دل « 11 » خويش * نگذارم دو پاى در گل خويش اين « 12 » كنيزك روان من بربود * در زيانم « 13 » درآرد از پى سود پيش تا غرقه گردد از وى تن « 14 » * غرقه گردانمش به دريا من تا برد نقش رويش آب « 15 » صواب * من برم نقش روى او از آب « 16 » آنكه « 17 » آتش برآرد از جگرم * من به آبش « 18 » چرا فرونبرم آنكه « 19 » بر من خورد « 20 » به زشتى شام * من خورم به روى از هلاكش بام « 21 »
هامش
( 1 ) - ب : نه بگفتست ، س ، م : نه بگفت اصل ( 2 ) - ل : جود ( 3 ) - ل : بىزيان ، م : بىزبان ( 4 ) - چ : نبود ( 5 ) - چ : دو جهان را به زير پاى ، ب : به زير راى ( 6 ) - ب : به زير پاى آرى ، ر : فرود پاى آرى ( 7 ) - م : هوا شد ، ب : تقى شد ( 8 ) - ل : كنيزك ( 9 ) - س : لحظش اندر آب ، چ : لحظه اندر آب ( 10 ) - م : روبلات ، ذ : زوبلات ، ب : بىثبات ، چ : بىبرات ، ل : زربلات ( 11 ) - ب : بر دل ( 12 ) - اين ، م : آن ( 13 ) - ب : بزيانم ، ض : از زيانم ( 14 ) - ذ : از پى تن ( 15 ) - ب : نقشش آب روى ، ذ : نقش آب روى ( 16 ) - س : او هم از آب ( 17 ) - ر : كآنكه ، ب : وانكه ( 18 ) - س : من به آبش ، م : من به آتش ( 19 ) - ب : و آنكه ( 20 ) - ل : بر من پزد ( 21 ) - ل : نام