تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
ماه را پيشه چرخ‌پيمائيست * شاه را كار ملك‌پيرائيست « 1 » ملك آلوده مرگ بستاند * ملك پالوده جاودان ماند زر آلوده كم‌عيار بود * زرپالوده پايدار بود « 2 » دين بىلطف شاخ « 3 » بىبارست * ملك بىقهر گنج بىمارست ملك را قهر و لطف انبازست * ورنه همچو دهل پرآوازست « 4 » پنجهء خصم « 5 » تو غرورپرست « 6 » * عرق ايمان تو سرورپرست « 7 » حصن دين است ملك خاصه چنين « 8 » * باز جان « 9 » و روان شاهى « 10 » دين

در تعهّد علماى ديندار « 11 »

علما جز امين دين نبودند * چون نيابند امان « 12 » امين نبوند چشم سر ملك و چشم سر دين است * آن جهان‌بين و اين نهان « 13 » بين است اين و آن هر دو يار يكدگرند * هم خزان هم بهار يكدگرند ملك و دين را سرى كه « 14 » بىخردست * راست چون حال ديو چه و نمدست « 15 » سدّ خردان ز روى « 16 » لاد آمد * سدّ دولت سداد و داد آمد ملك و دين را در اين جهان و در آن * صدق و عدل است روى و پيشتيوان « 17 » شاه را چون سداد نبود يار * ملك او باد دان « 18 » بملك مدار هركجا صدق دين و دل « 19 » زنده‌ست * هركجا عدل ، ملك پاينده‌ست شاه چون جفت « 20 » داد گشت و سداد * ورنه ملكش بود چو ملكت عاد
هامش
( 1 ) - ب : پالائيست ( 2 ) - چ : افزوده :گوئى آموخت عقل والائى * از تو آئين ملك پالائى( 3 ) - ذ : دين بىملك شاخ ، س : زين لطف شاخ رنج ( 4 ) - پ : خود آواز است ( 5 ) - م : خشم ، س : خصم ( 6 ) - س ، م : سرورپرست ( 7 ) - ل : غرور خودست ، س : غرور خرست ، م : غرورپرست ، ب : سرورپرست ( 8 ) - س : خاصه ملك چنين ( 9 ) - س : با دو جان ( 10 ) - ر : روان و شاهى ( 11 ) - ل : فى تعهد القضاة و العلماء و الفقهاء ( 12 ) - ب : نان ( 13 ) - ر : اين جهانبان و اين جهان ( 14 ) - س : از سرى كه ( 15 ) - س : ديوچهء نمد است ( 16 ) - س : ز روى ، م : ز رود و ، ض : ز دين و داد ( 17 ) - ر : روى پشتيوان ، س : روى و پشتيبان ( 18 ) - كم : او را بباد ( 19 ) - ل : دينست دل ( 20 ) - ب : اگر جفت
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 583 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى