تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢

در حلم پادشاه و احتمال از زيردستان

بشنو تا ابو حنيفه « 1 » چه گفت * صفهء « 2 » عقل خويش را چون رُفت كه سفيهى چو داد دشنامش « 3 » * گشت خامش ز گفتن خامَش گفت از اين ژاژ او چه آزارم * آنچه او گفت بيش بنگارم گر چنانم بشويم آن از خود * ور نه‌ام با بدى « 4 » چه گويم بَد زو بهم چونكه « 5 » عيب خود جويم « 6 » * ورنه چه او چه من كه بد گويم « 7 » مرد دين‌دار همچنين « 8 » باشد * كز برون وز درونش « 9 » دين باشد نه خرد جُستن « 10 » مراد خودست * از دو بد به گزين كنى « 11 » خردست گرچه با خام طبع تو نپزد * تو چنان زى برو كه « 12 » از تو سزد گر كسى « 13 » عيب تو كند بشنو * و آنچه « 14 » عيبست جملگى بدرو باغ دل را تو از بدى كن پاك * تا برآيد نهال تو « 15 » چالاك گر كند عيبت « 16 » از دو بيرون نيست * يا بود يا نه بر دو راى مايست « 17 » گر بود عيبت آن ز خود بدرَو * ور نباشدت آن سخن به دو جو گر تو معيوبى آن بشو از هوش « 18 » * ور نه‌اى ژاژ او « 19 » ميار به گوش خلق اگر در تو خست « 20 » ناگه خار * تو گل خويش ازو دريغ مدار
هامش
( 1 ) - اين كلمه در نسخهء - م - تراشيده شده و بجاى آن با خط الحاقى « ابو صفيه » نوشته شده ، ل ، ى : ابو سعيد ، نسخ ديگر عموما : ابو حنيفه ( 2 ) - ذ : صفت ( 3 ) - س : داد خان را عدوش دشنامش ( 4 ) - س : ور نيم با بدى ( 5 ) - ذ : زو بهم زانكه ، س : زو بهم خوان پير ( 6 ) - چ : شويم ، خ : پوشم ( 7 ) - ب : چو بد گويم ، خ : چو بد كوشم ( 8 ) - م : همچو تين ، س ، ر : همچنين ( 9 ) - س : كز درون و برونش ، ب : كز برون درونش ، ذ : كه برون و درونش ( 10 ) - كم : جستنت ( 11 ) - ر : از دو بد به برون گنى ، س : از دو بد به كنى يكى ، ب : بد كنى برون ( 12 ) - خ : زى به او كه ( 13 ) - ت : ور كسى ( 14 ) - ت : وانكه ( 15 ) - ذ : نهال دين ، ب : نهال به ( 16 ) - ب : عيبت ، م : عيب ( 17 ) - ر : از دو حال يكيست ، س : زين دو راى يكيست ، ب : بر دو راى بايست ، م : راى مايست ( 18 ) - س : آن بردت از هوش ، چ : آن شنو تو به گوش ، خ : آن شنو تو به هوش ( 19 ) - چ : ورنه آن ژاژ را ، ت : ورنه آن ژاژ او ( 20 ) - م : اگر تو خست ، س : اگر در تو خست