تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 568

مساهمون:

ص٥٦٨
كاوّل « 1 » صف بر آن‌كسى « 2 » ماند * كآخر كارها نكو داند مال به مهر زمانه دار نگاه * خرد از بهر پاس خدمت شاه زانكه بهر قوام « 3 » تخت و كلاه * بس فريضه بود سياست شاه كز پى نظم « 4 » اين گلين مفرش * بَرِ بادست « 5 » و پاى آب آتش « 6 » اى برادر تو پند من بشنو * ور ز من « 7 » نشنوى « 8 » سه كه به دو جو « 9 »

حكايت در عفو پادشاه

آن شنيدى كه گفت نوشروان * مطبخى را بوقت خوردن نان چون برو ريخت قطرهء خوردى « 10 » * گفت هيهات خون خود « 11 » خوردى زين گنه مر ترا « 12 » بخواهم كشت * تابم « 13 » از خشم مىرود در پشت مطبخى چون شنيد اين گفتار * شد خليده روان و رفت از كار در زمان ريخت « 14 » چون همه مردان * كاسه اندر « 15 » كنار نوشروان گفت عذر تو از گنه بگذشت « 16 » * زخم شمشير بينى و سر و « 17 » تشت « 18 » اى سيه‌روى اين « 19 » چه اسپيديست * گفت اى شاه وقت نوميديست گنهم خُرد بود ز اوّل حال * كشتن از بهر آن چو بود محال « 20 » بر گناهم گناه بفزودم * بر تن و جان خود نبخشودم تا نپيچند خلق بر انگشت * كه يكى را براى هيچ بكشت تو نكونام زى كه من مُردم * بدى از نام تو برون بُردم « 21 »
هامش
( 1 ) - ب : كاول ، م : اول ( 2 ) - ر : بدان كسى ( 3 ) - ر : نظام ( 4 ) - كم : ظلم ( 5 ) - خ : تن ز بادست ، ب : پر ز بادست ، ر : پربادست و ، ض : تن بادست ( 6 ) - ذ : پاى باد آتش ( 7 ) - ب : ور ز من ، م : بر من ار ( 8 ) - ذ : بشنوى ( 9 ) - خ : ور ز من نشنوى به دو به دو جو ، ض : سه گز بد و جو ( 10 ) - ر : خردى ( 11 ) - خ : خون من ( 12 ) - س : زين قبل من ترا ( 13 ) - ب : تابم ، م : نانم ( 14 ) - س : مطبخى ريخت ( 15 ) - ب : كاسه را در ( 16 ) - ر : از گناه گذشت ( 17 ) - س : زخم شمشير بين تو و سرو ( 18 ) - م : سر تشت ، ب : سر و طشت ( 19 ) - س : اى سيه جملت اين ( 20 ) - ر : من چو بد ز بهر محال ( 21 ) - س : بدين بردم ، ر : بجان بردم