كاوّل « 1 » صف بر آنكسى « 2 » ماند * كآخر كارها نكو داند
مال به مهر زمانه دار نگاه * خرد از بهر پاس خدمت شاه
زانكه بهر قوام « 3 » تخت و كلاه * بس فريضه بود سياست شاه
كز پى نظم « 4 » اين گلين مفرش * بَرِ بادست « 5 » و پاى آب آتش « 6 »
اى برادر تو پند من بشنو * ور ز من « 7 » نشنوى « 8 » سه كه به دو جو « 9 »
حكايت در عفو پادشاه
آن شنيدى كه گفت نوشروان * مطبخى را بوقت خوردن نان
چون برو ريخت قطرهء خوردى « 10 » * گفت هيهات خون خود « 11 » خوردى
زين گنه مر ترا « 12 » بخواهم كشت * تابم « 13 » از خشم مىرود در پشت
مطبخى چون شنيد اين گفتار * شد خليده روان و رفت از كار
در زمان ريخت « 14 » چون همه مردان * كاسه اندر « 15 » كنار نوشروان
گفت عذر تو از گنه بگذشت « 16 » * زخم شمشير بينى و سر و « 17 » تشت « 18 »
اى سيهروى اين « 19 » چه اسپيديست * گفت اى شاه وقت نوميديست
گنهم خُرد بود ز اوّل حال * كشتن از بهر آن چو بود محال « 20 »
بر گناهم گناه بفزودم * بر تن و جان خود نبخشودم
تا نپيچند خلق بر انگشت * كه يكى را براى هيچ بكشت
تو نكونام زى كه من مُردم * بدى از نام تو برون بُردم « 21 »
هامش
( 1 ) - ب : كاول ، م : اول
( 2 ) - ر : بدان كسى
( 3 ) - ر : نظام
( 4 ) - كم : ظلم
( 5 ) - خ : تن ز بادست ، ب : پر ز بادست ، ر : پربادست و ، ض : تن بادست
( 6 ) - ذ : پاى باد آتش
( 7 ) - ب : ور ز من ، م : بر من ار
( 8 ) - ذ : بشنوى
( 9 ) - خ : ور ز من نشنوى به دو به دو جو ، ض : سه گز بد و جو
( 10 ) - ر : خردى
( 11 ) - خ : خون من
( 12 ) - س : زين قبل من ترا
( 13 ) - ب : تابم ، م : نانم
( 14 ) - س : مطبخى ريخت
( 15 ) - ب : كاسه را در
( 16 ) - ر : از گناه گذشت
( 17 ) - س : زخم شمشير بين تو و سرو
( 18 ) - م : سر تشت ، ب : سر و طشت
( 19 ) - س : اى سيه جملت اين
( 20 ) - ر : من چو بد ز بهر محال
( 21 ) - س : بدين بردم ، ر : بجان بردم