تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
پيش هشام كوفى از ضجرى « 1 » * اين بگفت و به هاىهاى گرى « 2 » گرم شد زان حديث سرد هشام « 3 » * ليكن از حلم نوش كرد آن جام گفت خواهند كهتران انصاف * ليك نز روى « 4 » جهل و استخفاف آن شنودم من از تو اين ديدم « 5 » * آنت بخشودم اينت « 6 » بخشيدم ليك زين پس چو داد خواهى خواست * بتأمّل نگاه كن چپ و راست ستم از مصلحت نداند عام * انتقام از ادب نداند خام « 7 » كآنكه او دانش و خطر دارد « 8 » * مالش « 9 » شاه تاج « 10 » سر دارد آفتاب اصل جنگ و گنج « 11 » آمد * گرچه خفاش ازو برنج آمد آفتابى كه بر جهان گردد * بهر خفاش كى نهان گردد اى كه اقبال شاه ديدستى * الظفر الظفر شنيدستى هم ببين خشم شاه « 12 » در هردم * الحذر الحذر همىخوان هم هر زمان پيش شاه داد « 13 » و ستم * چارقُل بر چهار طبع بدم « 14 » شاه اگر خواندت گريز مجوى « 15 » * ور براند ره ستيز مپوى « 16 » با خرد را ز شه صبورى به * بىخرد را ز شاه دورى به بجدل در حديث شه ماويز * تيغ تو كند به « 17 » كه خسرو تيز هركه بىعقل صدر شاهان جُست * پيل « 18 » بر ناودان بود بدرست
هامش
( 1 ) - ل : زجرى ( 2 ) - س : اين همىگفت و هاىهاى گرى ( 3 ) - خ : زان حديث او هشام ( 4 ) - خ : ليكن از روى ( 5 ) - س : اين شنيدم من از تو آن ديدم ، ب : اين شنودم . . . ( 6 ) - چ : اينت بخشودم آنت ( 7 ) - ى : نداند جام ( 8 ) - ب : وانكه او دانش و بصر دارد . ( 9 ) - ب : بالش ( 10 ) - ذ : شاه و تاج ( 11 ) - س : آفتاب اصل گنج و جنگ ، ت : خيخ و كيخ ، خ : گنج و خنج ، ى : گنج و رنج ( 12 ) - ل : زخم شاه ، س : خشم شاه و ( 13 ) - ل : هر زمانى به پيش داد ( 14 ) - ى : مدم ( 15 ) - چ : گريز مجوى ، ل : ستيز مگو ، ر : ستيزه نگوى ( 16 ) - ر : مجوى - اين بيت در بعض نسخ بدين صورت آمده :شاه اگر راندت ستيز مكن * ور بخواند ره گريز مكندر چند نسخه هم هر دو روايت با هم آمده است . ( 17 ) - م : گنده ، ب : كند ( 18 ) - پ : بيل ، ر : پل
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 567 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى