تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
شحنه سرمست بود در ميدان * تيرى افكند و زد مرا بر جان قاضى او را بگفت از سر خشم * قلتبانا نگه ندارى چشم تير شحنه به خون بيالودى * تا مرا درد سر بيفزودى جفت گاوت به شحنهء ده‌ده * وز چنين درد سر بنفس بجه تا دل شحنه بر تو گردد خوش * ورنه اندر زند بجانت آتش گفت گشتم به حكم تو راضى * چون بود خصم شحنه و قاضى اى ملك‌سيرت ملك‌سيما * ملك دنيا به تست درد و دوا زين چنين قاضيان هرزه‌دراى * خلق را گوش كن ز بهر خدا ؟

در كفايت و راى پادشاهى

شاه شاهان يمين دين محمود * كه جهان را بعدل بد « 1 » مقصود شاه غازى يمين دين خداى * كه بد او در زمانه بار خداى « 2 » يافته دين احمد تازى * سرفرازى بدان « 3 » شه غازى روزى اندر دلش فتاد هوس * كه سوى روميان فرستد كس ملك روم « 4 » را كند آگاه * كه منم بر زمانه شاهنشاه گفت بر درگهم كدام كس است * كه مر اين كار را بعلم بس است اختيار اوفتادش « 5 » از فضلا * خواجه بو بكر سيّد الندما آن بهر علم حيدر ثانى * آنكه خوانى ورا قهستانى « 6 » كرد حاضر ورا و حال بگفت * راز خود زان « 7 » نكوسير ننهفت گفت خواهم كه سوى روم شوى « 8 » * بر آن خيره‌راى شوم شوى بگزارى « 9 » ز من يكى پيغام * برسانى به شرط خويش سلام « 10 »
هامش
( 1 ) - ل : شد ( 2 ) - خ : بر زمين امين خداى ( 3 ) - چ : بدين ( 4 ) - چ : الروم ( 5 ) - م : اختيار اوفتاد ( 6 ) - ل : كهستانى ( 7 ) - خ : زان ، م : زين ( 8 ) - ذ : روى ( 9 ) - م : بگذارى ( 10 ) - ب : كلام - دو مصراع اين بيت در نسخهء - خ - مقدم و مؤخر است
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 563 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى