تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
چون در عدل باز شد بر تو * در دوزخ فراز شد بر تو عدل مر مرگ را بريزد آب * جور مر فتنه « 1 » را ببندد خواب هست شادى دل « 2 » ستمكاران * خوش « 3 » و اندك چو خواب بيماران عقل « 4 » رامشگريست روح‌افزاى « 5 » * عدل مشاطه‌ايست ملك‌آراى شرع را عقل قهرمان « 6 » باشد * ملك را عدل پاسبان باشد شاه بايد غلام تن نبود * تا خطيبش دروغ‌زن نبود پشه از « 7 » پيل كم زيد بسيار * زانكه كوته‌بقا « 8 » بود خونخوار « 9 »

فى تنبيه الملك و كلمة الحق به غير المداهنة

اى ز انصاف و عدل بالاتر « 10 » * از علا « 11 » راى « 12 » تست والاتر « 13 » سخنى گويمت به حق بشنو * خيره بر راه تنگ و تيره مرو هركس از روى عرف خود آيند « 14 » * مر ترا سال و ماه بستايند زان سخنهاى خوب غرّه مشو * همچو تردامنان بعدل منو « 15 » عدل را چند شرط لا بد هست * چون نباشد به شرط عهد شكست « 16 » هركس « 17 » از بهر انتفاع ترا * مىستايد ز گونه « 18 » گونه جدا الامان الامان مشو غرّه * كه نيرزند دسته‌اى « 19 » ترّه من مداهن نيم چو ديگر كس * پيش نارم ز ترّهات هوس « 20 » گر شبى « 21 » در همه جهان رنجور * هست يك تن تو نيستى معذور
هامش
( 1 ) - ذ : جور هر فتنه ( 2 ) - س : حال دل ، ل : شادى دل ، م : خالى دل ( 3 ) - س : خشك ، م : خوش ( 4 ) - خ : عدل ( 5 ) - م : علم‌افزاى ، ب : روح‌افزاى ( 6 ) - س : عدل قهرمان ( 7 ) - ذ : پشه را ( 8 ) - ى : زانكه اندك بقا ( 9 ) - ض : چون خار ( 10 ) - ب : عدل والاتر ، ت : عقل والاتر ، چ : ملك والاتر ( 11 ) - ب : از على ( 12 ) - ل : روى ( 13 ) - ب : بالاتر ( 14 ) - ل : خود رانيد ( 15 ) - م : مپو ، ب : منو ( 16 ) - م : به شرط عدل بجست ، ب : به شرط عهد شكست ، ى : به شرط عدل شكست ( 17 ) - ل : هركه ( 18 ) - ب : مىستايند گونه ، م : مىستايد ز گونه ، ى : مىستايد به گونه ( 19 ) - ب : كه نيرزند دستهء ، چ : مىنيرزى به دستهء ، م : كه نيرزى به دستهء ( 20 ) - ب : ز ترهات هوس ، م : ترهات و هوس ( 21 ) - خ : گر تنى
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 543 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى