تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 538

مساهمون:

ص٥٣٨
ملك و ملت موفّق از تو شهست « 1 » * دين و دولت برونق از تو شهست « 12 » ملت « 2 » از تو چنان كه خور « 3 » ز سپهر * دولت از تو چنان كه ماه از مهر يافت از سعى « 4 » تو سرافرازى * دين و شرع محمّد « 5 » تازى گر بشمع تو « 6 » نيستيش اميد * چون لگن « 7 » برنيامدى « 8 » خورشيد نقش مهر تو نقش مهر « 9 » جمست * كه همه « 10 » دين و دولتش به همست حاتم از جود تو سخا آموخت « 11 » * دولت از ملك تو ثبات اندوخت « 12 » چه حديثست كين « 13 » مبارك پى * طى كند نام جود حاتم « 14 » طى قهر و لطفت به گاه راحت و رنج * غم فزاينده است « 15 » و شادىسنج جود « 16 » تو بهر جان آدم را * پاسبانست عرض عالم « 17 » را خاك حلم تو آتش نابست * امر تو بادپاى چون « 18 » آبست باد عزم تو جان تمكين « 19 » است * آبروى تو تازگى دين است زورق رزق را « 20 » كه اسبابست * جان اين بادپاى از آن « 21 » آبست از پى قدر نامت اى خوش‌نام * عمر چرخ نام شد « 22 » بهرام زانكه بهرام را اگر سفريست * وقت رجعت صلابت عمريست « 23 » دل چو بر درگهت قرار كند * انده از فر تو « 24 » فرار كند
هامش
( 1 ) - ل : سراست ، ض : بهست ( 2 ) - ل : ملك ( 3 ) - ب : خور ، م : كل ( 4 ) - م : از شرع ، ل : از سعى ( 5 ) - ل : شرع محمدى ، ى : شرعى محمد ( 6 ) - س : بتيغ تو ( 7 ) - ب : از لگن ( 8 ) - س : چون فلك برنتابدى خرشيد ( 9 ) - س : مهر نقش تو همچو مهر ، ذ : مهر نفس تو مهر نقش ( 10 ) - ب : كه همى ( 11 ) - م : حيات آموخت ، ب : سخا آموخت ( 12 ) - م : آموخت ( 13 ) - ذ : اين ( 14 ) - ذ : خود چو حاتم ( 15 ) - م : غم‌زداينده گشت ( 16 ) - ض : جان ( 17 ) - ر : بام عالم ( 18 ) - خ : بادپاى او ( 19 ) - ى : جان بتمكين ( 20 ) - ب : زورق زرق را ، س : رازق رزق را ، م : زورق و زرق ( 21 ) - چ : جان او باد و پاى او ، س : جان آن آب و پاى آن ، ل : جان آن بادپاى از آن ( 22 ) - چ : قمر چرخ شد كنون ( 23 ) - ذ : دگرى است ( 24 ) - م : انده از درگهت ، ل : انده از فر او ، ر : انده از فر تو