تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
زين سبب از براى عزّ و جلال * نه ز طبع ملول و روى ملال از پى خدمت تو اندر حال « 1 » * كرده از ميم « 2 » صد هزاران دال تاج‌داران ركاب « 3 » بوس شده * از تو جمله عمل پيوس شده ملك هند نايب تو بهند * مهتر سند يافته ز تو سند خاك‌بوسان درگهت به نياز * كرده خاك درت چو سينهء باز كرده از مجلس تو روح از در * ابروار آستين و دامن پر شد ز تأثير راى شاه جهان * وز پيروى بىپناه مهان « 4 » مجلس بزمش « 5 » از بهشت اثر * روز رزمش « 6 » نمونهء « 7 » ز سقر چون تو برداشتى نقاب جلال * زان اسارير بر سرير كمال از لقاء تو خيره شد خورشيد « 8 » * وز سخاء « 9 » تو « 10 » مرد طفل اميد شهرياران ز تو رسيده بكام * كرده سعى تو با هزار اكرام زان همه خلق در سجود تواند * كه گران‌بار شكر جود تواند « 11 » مر ترا روز فضل و جود و كرم « 12 » * به درم بنده گشت « 13 » قلب درم مرد مقلوب داده‌اى بنبرد * زان دهد جان خويش پيش تو مرد شد ز خاك در تو در عالم * آز بسيار خوار سير شكم راست گفت اندرين حديث آن مرد * كز را خاك سير داند كرد گرچه در پادشاه باشد عدل * نان نان‌خورش بود بىبذل « 14 »
هامش
( 1 ) - اين مصرع در نسخهء - س - بدين صورت « از پى مد عزتت در حال » و در نسخهء - م - بدين صورت « از پى مد بحرت اندر حال » آمده و متن مطابق نسخهء ب - است ( 2 ) - ض : از بيم ( 3 ) چ : رگيب ( 4 ) - ل : جهان ( 5 ) - ر : بزمت ( 6 ) - ر : رزمت ( 7 ) - م : نمودهء ( 8 ) - س : تو تيره شد خرشيد ( 9 ) - ر : وز عطاى ( 10 ) - ب : مرد طفل ، م : طفل مرد ( 11 ) - س : شكر جود ، م : شكر وجود ( 12 ) - ب : روز جود و علم و كرم ، س : روز جود و فضل و كرم ( 13 ) - ل : گشت بنده ( 14 ) - ل : بود ببذل ، ب : نباشد بذل ، س ، م : بود بىبذل