تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
هر كمرگه كه « 1 » بىشكوه بود * كمر نال و خم كوه « 2 » بود بىصهيل و صليل « 3 » و گيراگير * چون طنين كى شود صرير سرير « 4 » زانكه در راه ملك هر شاهى * بر سر جاه و قدر « 5 » هر ماهى « 6 » دولت‌آراى بازوى چيرست * ملك پالاى « 7 » دست و شمشيرست آب بحر ارنه تلخ و تيزستى * چون دگر آبها گميزستى زير رانها براق دريا ساز * ابر بر برق پاى « 8 » رعد آواز گردسم تيز گوش « 9 » و پهن بران * خوش‌كفل سرمه چشم خردسران « 10 » شاه بىتيغ باغ بىميغ است * پاسبان دين و ملك را تيغ است كوه شاهست بر زمين وانگاه * تيغ دارد چرا ندارد شاه « 11 » شاه كوهى است « 12 » بر زمين به شكوه * تيغ دارد چرا ندارد كوه آفتابى كه شاه گردونست * هيچ بىتيغ نيست شه چونست شاه را گرنه تيغ تيز بدى * خلق را نقد رستخيز بدى درخور ملك جز نبردى نيست * مردى « 13 » ديگران ز مردى نيست زانكه « 14 » بىتيغ دين نيافت قرار * ذوالفقارى بحيدر كرّار جبرئيل آوريد و گفت بران * خون اين مشركان بگرد جهان « 15 » بر رسول « 16 » آنكه ناورد « 17 » ايمان * خونش از ذو الفقار زود بران نيست بىتيغ ملك را رونق * ملت حق ز تيغ شد مطلق
هامش
( 1 ) - س : هر كمرگه كه ، م : كمر هركه ( 2 ) - پ : زخم كوه ( 3 ) - س : بىصهيب و صهيل و ، ل : بىصليل و صرير ، ض : با صهيل و . . . ( 4 ) - س : صرير و سرير ( 5 ) - ب : بر سر تخت قدر ( 6 ) - ذ : هر جاهى ( 7 ) - ذ : ملك‌پيراى ( 8 ) - س : ابر بر پاى برق ، چ : ابر بر برق پاى ، ل : ابر بر برق سير ، م : بر برق‌ساى ( 9 ) - ل : تيزگوش ، س ، م : دم‌دراز ( 10 ) - س : كه كفل . . . خرد سران ، م : خورد سران ( 11 ) - ت :كوه كوهست بر زمينها شاه * تيغ دارد چرا ندارد گاه( 12 ) - س : كوه شاهست ( 13 ) - ب : مردى . م : مردزى ( 14 ) - ل : دانكه ، ك : وانكه ( 15 ) - ض : بريز روان ( 16 ) - ل : بر رسول ، ر : به خدا ( 17 ) - ذ : ناوريد
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 533 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى