پيش بهرام شاه بن مسعود * ظفر و فتح با ركوع « 1 » و سجود
بر كلاه و قباش « 2 » و اسب و ستام « 3 » * فلك و اختران درود و سلام « 4 »
بر خور اى برشده « 5 » سپهر بلند * تو به پيرانسر « 6 » از چنين فرزند
اى فلك ز آفتاب « 7 » و از يارش « 8 » * خلفى يافتى نكو دارش « 9 »
چرخ را گرچه بس خلف بودند * تو درى و آن دگر صدف بودند
لطف او شد نشيمن صهبا « 10 » * قهر او شد لويشن « 11 » دريا
پادشاهى برنج كرد بدست « 12 » * آنگهى « 13 » پاى او بگنج ببست « 14 »
پادشاهى نيايد اندر چنگ * جز به جنگ و به باشگونهء جنگ
كشت شد خشك اگر نبارد « 15 » ميغ * ملك پژمرده اگر نخندد تيغ
تازگى كشت ابر گريانست * تازگى ملك تيغ خندانست
تيغ بايد كه خونپذير شود * ملك بىتيغ كى چو تير شود
زانكه مانند مرد در پا بند « 16 » * هيچ زن برنخاست « 17 » از فرزند
شاه در ملك خويش از پى جود * چون شد او پيش « 18 » عقلها مسجود
دستها را بتيغ و رمح آراست * زانكه دفع از چپست و نفع از راست
شه كه خواهد كه جاه دارد ملك * بسياست نگاه دارد ملك
زانكه نبوند « 19 » قلزم و اخضر * جز به تلخى نگاهبان كهر
هامش
( 1 ) - س : نصر با ركوع ، م : فتح با سجود ، ت : فتح در ركوع ، چ : فتح با ركوع
( 2 ) - ب : بر كلاه قباش ، م : بر كلاه و قباش ، س : بر قبا و كلاش
( 3 ) - ذ : اسب ستام
( 4 ) - ب : اختران سلام سلام ، س : اختران درود و سلام ، م : اختر السلام سلام
( 5 ) - ب : برخور اى برشده ، م ، س : برخور و برخور اى
( 6 ) - م : تو ببيران
( 7 ) - ذ : زانكه ز آفتاب ، م : و او يارش
( 8 ) - س : و از بارش ، ر : زوارش ، ض : و آثارش
( 9 ) - ر : نگهدارش
( 10 ) - ر : عنقا
( 11 ) - ل : لويشهء ، ذ : گرستن ، ر : نمايش
( 12 ) - ذ : برمح كرد بدست : ر : بدست كرد برنج
( 13 ) - ل : وانگهى
( 14 ) - ك : برنج ببست ، ر : ببست بگنج
( 15 ) - ب : نگريد
( 16 ) - ل : دريابند
( 17 ) - ل : برنخواست
( 18 ) - كم : از پيش
( 19 ) - ل : زان نبودند