تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١
كه نزيبد براى « 1 » ملك و ثواب « 2 » * خرس بر تخت و خوك « 3 » در محراب اندر آن جنگ دشمن و خصمانش * صورت شير بود و شاد روانش تشنه مانده زبان دشمن او * جان او خشم كرده « 4 » با تن او كه شناسا « 5 » خرد به ديدهء عقل * بشناسد بديهه را از نقل پيش آسيب گرز شاهنشاه * خاصه « 6 » با گرز چون شود همراه چيره‌دستى و پايدارى اوى * كامرانى و كامگارى اوى به زبان سنان « 7 » و تيغ چو باد * همه را « 8 » در دهان خاك « 9 » نهاد مهر او جان خان‌ومانها « 10 » شد * كين او دود دودمانها شد دشمنش را بهر كجا كه درست * ديده‌بان مرگ و قهرمان سقرست دهر از اين پرده گر بپرهيزد « 11 » * همچو پرده‌اش فلك برآويزد « 12 » مرد بد را بد زمانه جزاست * گلخن و پاى خر « 13 » سزا بسزاست سوى بد گرچه عزّ حق نه نكوست « 14 » * دافع دشمنست و نافع دوست گرچه بد شد مزاج بددل ازو « 15 » * عزّ حق است و ذلّ باطل ازو « 16 » برخى جان « 17 » خسرو منصور « 18 » * شوما « 19 » بر زبان نيشابور « 20 » از پى راه و « 21 » عشرت و نيرو « 22 » * ماه او ، زهره او ، و بهرام او
هامش
( 1 ) - س : گر نزيبد ز بهر ( 2 ) - م : ملك و خطاب ، چ : ملك ثواب ( 3 ) - ب : خرس بر تخت و خوك ، م : خوك بر تخت و خرس ( 4 ) - م : . . . كرد ، ر : جنگ كرده ( 5 ) - م : كى شناسد ، ت : كه شناسا ، ر : بشناسد ( 6 ) - ل : خاصه ، م : خامه ( 7 ) - م : به زبان و سنان ( 8 ) - ب : خصم را ( 9 ) - س : دهان مرگ ( 10 ) - س : مهر او مهر خان‌ومانها ( 11 ) - ب : گر درآويزد ، ل : نه پرهيزد ، س : دهر زين مژده گر بپرهيزد ( 12 ) - چ : درآويزد ( 13 ) - ل : جز ( 14 ) - س : عز حق نيكوست ، م : عز و حق نه نكوست ( 15 ) - ذ : گرچه بددل مزاج بددل او ( 16 ) - ذ : باطل او ( 17 ) - چ : برخى از جان ( 18 ) - ل : برخى جان و خسرو و منصور ( 19 ) - ل : شومنا ، ك : سومنا ، ب : شوما ، چ : سوما ، ذ : شورما ، م : شوءما ( 20 ) - م : نيسابور ( 21 ) - س : از ره جاه و ، م : از پى راه ( 22 ) - ل : عشرت نيرو