تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
وهمها و إله از سياست او * فهمها كاره از ارادت او چون بتيغ ويست فتح گرو * همه عالم به پيش « 1 » او به دو جو نقشهاء برنده « 2 » بر خنجر * رسته همچون سمن ز نيلوفر راى شاهان به پيش « 3 » رايت شاه * همچنان شد كه روى آينه زاه آه برخاسته ز دشمن شاه * هركجا اين دو آمد آمد آه « 4 » زان الف شكل نيزه از سر خشم * چشمشان « 5 » كرده همچو هاء دو چشم زان همى نور ديده نگذارد « 6 » * كآينه آه را « 7 » زيان دارد كرده در رشته رمح مردافكن « 8 » * مهرهء گردن « 9 » بسى گردن شاه خورشيدروى « 10 » گردون تير * شير آتش سنان آهو گير رايتش را گرفته بخت بچنگ * همچو در دست ماه هفت‌اورنگ « 11 » شده در گرد « 12 » روى روشن اوى * همچو جان بلال « 13 » در تن اوى گرد « 14 » خورشيد راى او « 15 » گردان * ماه‌رويان زهره‌پروردان « 16 » هر سوارى چو كوهى « 17 » اندر زين * موى بشكافتى ز راى رزين « 18 » نيزه در دستشان ميان غبار * چون به سيلاب تيره بىجان « 19 » مار چاپكان خطا و فرخارند * ماه‌رويان چاچ و بلغارند تير گردون « 20 » به نيزه بربايند « 21 » * با كمر همچو نيزه بر پايند روى چون آفتاب و دل « 22 » چون شير * چون ره كهكشان كمر شمشير استخوانشان ز گرز ريزه شده * تن سپرسان « 23 » ز چوب نيزه شده
هامش
( 1 ) - ب : به پيش ، م : ز پيش ( 2 ) - چ : نفسهاى بريده ( 3 ) - ب : به پيش ، م : ز پيش ( 4 ) - ذ : راه ( 5 ) - چ : چشمها ( 6 ) - م : بگذارد ( 7 ) - م : كآينه آه را ، ب : كآه آيينه را ( 8 ) - س : مرد رمح‌افكن ( 9 ) - ر : گرد نان ، س : در گردن ( 10 ) - چ : فوس ( 11 ) - ذ : هفت اورنگ ( 12 ) - ك : شده در دست ( 13 ) - س : جان بلند ( 14 ) - ر : كرده ( 15 ) - س : راى شه ، كم : روى او ( 16 ) - ر : برگردان ، ب : مشترى دندان ، س : زهره بن دندان ( 17 ) - ل : كوه ( 18 ) - ر : براى رزين ( 19 ) - چ : پيچان ( 20 ) - ل : سر ز گردون ، ب : تير گردون ، ك : سرگردون ( 21 ) - ب : زان الف شكل نيزه بربايند ( 22 ) - س : آفتاب دل ( 23 ) - ب : تن سپرسان ، س ، م : تن سرشان
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 528 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى