تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 520

مساهمون:

ص٥٢٠
عدد نام اوست هركه نبشت * هشت بهرام شاه و « 1 » هشت بهشت بهر همنامى شه خوش‌نام « 2 » * سرخ‌رويست بر فلك بهرام از پى شرع و ملك « 3 » بسته كمر * بيش علم على و عدل عمر از پى دوستان به گاه جدال « 4 » * چون « 5 » شود پشت دشمنش چون دال « 6 » عزم او تيغ ملك را ظفرست * حزم او تير مرگ را « 7 » سپرست زير حكمش براى جان و جهان * صد هزاران دلست و يك فرمان سست‌پاى از نهيب او سيحون « 8 » * نرم گردن به حكم « 9 » او گردون بكند ار بخواهد « 10 » از يك مشت * شكم خصم طبل و مهرهء « 11 » پشت برگ سازنده از دو دست چو ميغ * مرگ سوزنده از زبان چو تيغ روح تازه شود ز ديدارش * مرده زنده شود ز گفتارش سيرت « 12 » انبياست سيرت او * حبّذا سيرت و سريرت او مهدى وقت و عيسى حالست « 13 » * روز و شب در جدال دجّال است « 14 » بهر بازوش از خط تقديس * ظفر و فتح گشته حرز نبيس « 15 » سيرت او روان صورت چين * سطوت او ستون خيمهء دين من چه گويم كه خود در احكامش * دولت از چرخ داد پيغامش كه چو تو خسروى ز بهر سرير * كم نشاند قضا و حكم « 16 » قدير عرش و كرسى كه است « 17 » از اندازه‌ش * روز روزى كم است از آوازه‌ش گرز او را فلك « 18 » خميده كشد * رايتش را فلك بديده كشد
هامش
( 1 ) - م : هست بهرام شاه ، ل : هشت بهرام شاه و ( 2 ) - س : شه بهرام ( 3 ) - ب : ملك و شرع ( 4 ) - خ : به گاه جلال ( 5 ) - ب : چون ، م : خون ، ض : خم ( 6 ) - ض : چون دال ، خ : چو هلال ، م : چو دوال ( 7 ) - س : ملك را ( 8 ) - س : سيحون ، م : جيحون ( 9 ) - ب : نرم گردون ز حكم ( 10 ) - چ : شكند گر بخواهد ، ل : بكند گر بخواهد ( 11 ) - س : طبل و مهرهء ، ى : طبل خصم مهرهء ( 12 ) - چ : سنت ( 13 ) - س : حاليست ( 14 ) - س : دجاليست ( 15 ) - ب : نويس ، م ، س : نبپس ( 16 ) - ب : قضاى حكم ( 17 ) - س : كه هست ، م : كه است ( 18 ) - ب : جهان