در خطا دير گير و زود گذار « 1 » * در عطا سخت مهر و سست « 2 » مهار
مأمنش مسكن « 3 » صبيح و دميم « 4 » * خاطرش ناقد كريم و لئيم « 5 »
همره عزم او مسدّد « 6 » راى * باعث حزم او مشيد جاى « 7 »
شنوا كرده گوش جذر اصم « 8 » * از صليل و صرير تيغ و قلم
همه عالم ورا شده بنده * مرده گردد ز جود او زنده
گلبن عقل « 9 » شاه در تدبير * چون شكوفهست در جوانى پير
آفتاب از جمال او خجلست * زردى رخ گواى « 10 » درد دلست
خود نديدند بر سر گاهى * سالپيمودگان چنو « 11 » شاهى
سر دندانش را چو شد « 12 » خندان * بنده شد دهرش « 13 » از بن دندان
ملك بر روى خطبهء شه داد « 14 » * ظلم را سه طلاق بائن داد « 15 »
اينت « 16 » دولت كه دولتش دارد * كه همى « 17 » خدمتش بنگذارد « 18 »
حبّذا زان جمال دهرآراى * مرحبا زان سپهر قلعهگشاى
خاصه وقتى كه در مصاف بود * پاى او بر دماغ قاف بود
زير ران « 19 » تيغ دست خنجر گوش « 20 » * اشهب تيز « 21 » سير پيكان كوش
بتوان « 22 » زد ز پشت او نخجير * كه به تك زو برد همه تشوير « 23 »
هامش
( 1 ) - س : ديربند زودگذار ، ب : ديربند و زودگذار ، چ : از خطا بندبند دير . . .
( 2 ) - س : سخت مهر سست
( 3 ) - ر : مسكنش مأمن
( 4 ) - ذ : صبيح و ذميم ، ب : ضعيف و دميم ، خ : ضعيف و يتيم
( 5 ) - ب : لئيم و كريم
( 6 ) - خ : مشيد
( 7 ) - ذ : مشدد جاى
( 8 ) - س : جذر و اصم
( 9 ) - م : عدل ، س : عقل
( 10 ) - س : گواه
( 11 ) - ر : چو او
( 12 ) - خ : سين دندانش چونكه شد ، چ : چون بود ، س : سر دندان را چو شد
( 13 ) - ب : دهرش ، م : دهر
( 14 ) - س : خسرو شه داد ، ب : شهزاد ، خ : به روى چو خطبهء شهداد
( 15 ) - چ : با اين داد ، س : ناگه داد ، ذ : كابين داد ، ض : يكره داد
( 16 ) - ب : اينت ، م : آنت
( 17 ) - خ : كه همين
( 18 ) - چ : نه بگذارد
( 19 ) - خ : گردران
( 20 ) - ب : خنجر و گوش
( 21 ) - ب : اشهبى تيز ، ذ : اشهب تير
( 22 ) - چ : نتوان
( 23 ) - ب : برد همه تشوير ، م : بود همه تقصير