تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
پشت هامون كند چو روى كشف « 1 » * روى گردون كند چو پشت صدف « 2 » تخت ملكست و مسند شاهى * كوه ازو پرپشيزهء ماهى « 3 » نكند وقت حمله انديشى * سايهء او برو همى « 4 » پيشى مانده از چاپكيش در دوران * كاربندان آسمان حيران سوى پستى رونده همچو رمال « 5 » * سوى بالا دونده « 6 » همچو خيال ديدهء دل درو نكو نرسد * سايهء او هم اندرو نرسد سوى آن « 7 » بحر موج كشتى رو * سفر راه كهكشان به دو جو من درو « 8 » ديده‌ام كه از پى سود * تا ابد هم چنانش خواهد « 9 » بود اين چنين مركبى چو چرخ انگار * تا بر ويست شهريار سوار

فى خصاله و فضيلته

عرش اگر بارگاه را زيبد * شاه بهرام شاه را زيبد شه به پشت « 10 » حقيقت اعجاز « 11 » * نه ز روى « 12 » گزاف و راه مجاز هست چرخ ار چه هرزه « 13 » دوران نيست * هست قطب ار چه تنگ‌ميدان نيست هست از اين روى سال و ماه مقيم * نه ز راى سخيف و طبع سقيم « 14 » روز و شب با نماز و با روزه * پاسبانان بام پيروزه « 15 » تا شود هم ز عدل « 16 » و جاه ملك * كمر كوه چون كلاه ملك اجل از عدل « 17 » اوست مرگ طلب * خرد از علم اوست برگ‌طلب « 18 »
هامش
( 1 ) - ب : هدف ، م : كشف ( 2 ) - ب : كشف ( 3 ) - ب : بر بشيزهء ماهى ، چ : پرپشيزه و ماهى ( 4 ) - ب : همىبرد ( 5 ) - س : رسيده همچو محال ، ر : رسنده همچو رمال ، چ : رسنده همچو محال ، ى : رسيده همچو رمال ، م : همچو جبال ( 6 ) - س : دونده ، ل : رونده ، خ : دويده ، م : رسيده ( 7 ) - ر : نزد آن ( 8 ) - و : ازو ( 9 ) - ب : همچنين بخواهد ، ل : همچنينش خواهد ( 10 ) - ب : شه به ثبت ( 11 ) - خ : و اعجاز ( 12 ) - ل : كه ز روى ( 13 ) - ب : از چه بيش ( 14 ) - ل : نه ز راى نحيف و طبع سقيم ، م : نه ز راه سخيف و طبع لئيم ، ب : نه ز راى سخيف و طبع سقيم ( 15 ) - ب : بام فيروزه ، س : چرخ پيروزه ( 16 ) - ب : هم ز نام ، س : همچو عدل ( 17 ) - خ : اجل از نام ( 18 ) - س : خرد از برگ اوست علم طلب
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 519 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى