تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 518

مساهمون:

ص٥١٨
دست و پايش چو صبح كز شب تار « 1 » * بدمد « 2 » گاه روز وقت بهار « 3 » مركبش هيئت فلك دارد * كه بر اعداش خاك مىبارد « 4 » گوى زن بادپاى آهن‌سم * از سران سران به‌پاى و بدم « 5 » دشمن و دوست را چو نحس و چو سعد * شنه و شانه « 6 » را چو گرد و چو رعد گرچه كشتى ز آب دارد سر « 7 » * اسب او كشتيست هامون بر « 8 » كشتى از آب ساخته مفرش * اسب او كشتيست « 9 » درياكش سوى پست « 10 » از فراز همچو قدر * سوى بالا ز شيب « 11 » همچو شرر سم « 12 » او همچو سهم كشتى دار « 13 » * كوه را با زمين كند هموار « 14 » پاى او دست مرگ را ماند * كه كسى زو گريخت نتواند دارد از ديده « 15 » مهره‌بازى خو * چشم بد دور زان دو چشم نكو « 16 » گر به پرّ و به فرّ هماى « 17 » بود * پرش او « 18 » بدست و پاى بود كم نبود از مبارزى در جوش * كه سپر پشت بود و خنجر گوش گاه تك از جهان برآرد گرد * بر زر جعفرى كند ناورد سرش از قبلهء « 19 » هوا دلشاد * دمش « 20 » از قبلهء زمين آزاد
هامش
( 1 ) - م : در شب تار ( 2 ) - ذ : بدهد ( 3 ) - خ : نهار ( 4 ) - چ : وز بهى صورت ملك دارد ( 5 ) - ذ : از سر سروران به‌پاى و بدم ، ت : از سر آن سران . . . ( 6 ) - س : شبه و سايه را چو گرد ، ب : سينه و شانه‌اش چو برق ، ل : سينه و شانه را چو گرد ( 7 ) - چ : بر آب دارد مر ، ك : ز آب دارد سر ، ب : بر آب دارد سر ، كم : بر آب دارد بر ( 8 ) - س : اسب شه كشتى است دريا بر ، ذ : كشتى است هامون در ( 9 ) - ل : آب او كشتى است و ( 10 ) - ب : سوى پشت ، ذ : سوى شيب ( 11 ) - س : ز پست ، ذ : ز پشت ، ى : بالا دويده ( 12 ) - م : سهم ، ب : سم ( 13 ) - س : همچو دهر گيتىدار ، ب : همچو وهم گيتىوار ، ض : همچو سهم گيتىوار ، ر : سم او همچو سهم گيتى دان ( 14 ) - ر : كه كند كوه با زمين يكسان ، ك : كوه را باز مىكند هموار ( 15 ) - پ : ديد و ( 16 ) - ذ : از آن جمال نكو ( 17 ) - ب : گر بكر و بفر ، خ : گر بپرد بفر ، م : گر بپر و بفر ، س : گر بپرد بپرهى ؟ ( 18 ) - س : پرش او ، ل : بارهء او ، ر : بارهء شه ، خ : يارهء او ( 19 ) - خ : قله ( 20 ) - ى : دلش