تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
شمس كان روى خوب ديده « 1 » چو ماه * گفت پس « 2 » لا إله الا اللّه آسيا گر ز خلق او پويد « 3 » * در زمان ز آسيا گيا « 4 » رويد بجهان داده زرّ كانى را * صدقهء جان و زندگانى را تا كه بگزيد مرو را يزدان * خصم چون آسياست سرگردان هست خصمش ز بيم او مدهوش * آسياوار با فغان « 5 » و خروش هست خالى ز عيب و نقص « 6 » و فضول * ملك محمود و خاندان رسول اين ز كعبه بتان برون انداخت * آن ز بت « 7 » سومنات را پرداخت كعبه و سومنات « 8 » چون افلاك * شد ز محمود وز محمد « 9 » پاك از دو يك مير بىخرد باشد * در نيامى « 10 » دو تيغ بد باشد هست شمشير منفرد چون شير * شير و شمشير چيست « 11 » شاه دلير پادشا خويش آتش و درياست * خاك و خويشى او چو باد هواست با دو شه ملك و دين سقيم بود * مادر ملك از آن عقيم بود بيشتر زين مكش عنان فساد * كه چنين است ملك « 12 » را ميعاد شه چو بر تخت ملك خويش نشست * دست او پاى ظلم را بشكست ملك با پادشاه فرّخ‌راى * مىكشد دامن شرف « 13 » در پاى « 14 » قدح مهر شاه بر كف « 15 » او « 16 » * لشكر فتح و نصر در صف او « 12 » زين قبل نوش مىكند شب و روز * شربت مهر شاه « 17 » دين‌افروز شكر او شكر اهل روى « 18 » زمين * عرف « 19 » او ظرف و حسن « 20 » حور العين
هامش
( 1 ) - چ : مشرك آن روى شاه ديد ، كم : شرك آن ، م : شمس كان روى خوب ديد ( 2 ) - چ : در زمان گفت ( 3 ) - م : بويد ( 4 ) - ب : ز آس كيميا ( 5 ) - ى : پرفغان ( 6 ) - ب : ز نقص و عيب ( 7 ) - ل : آن ز كين ( 8 ) - م : كعبهء سومنات ( 9 ) - ب : و از محمد ( 10 ) - م : دو نيامى ( 11 ) - ى : شير شمشير شاه و ( 12 ) - ى : و ملك ( 13 ) - ض : فلك ( 14 ) - خ : بر پاى ( 15 ) - خ : در كف ( 16 ) - م : اوى ( 17 ) - ذ : ملك شاه ( 18 ) - ب : شكر او سكر و امن اهل ، ل : شكر شكر و امن اهل ( 19 ) - م : عرف ، ب : غرف ( 20 ) - خ : عز او زيب حسن