تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
يك جهان ديو را شهابى بس * چرخ را خسرو آفتابى بس خاك يا بى « 1 » ز پاى تا زانو * خانه‌اى را كه دواست كدبانو اين مثل خانه راست « 2 » خود گفته * به دو كدبانوست « 3 » نارفته گرت بايد شكسته سر ز زمين « 4 » * به يكى هرّه « 5 » بر دو كرّه نشين پيش او خصم را سراب شمر « 6 » * يا چو سيماب و آفتاب شمر هر سر از وى « 7 » كه تاج خواه « 8 » آمد * همچو شمع آتشين كلاه آمد لعل كان را ز سنگ كين داند « 9 » * مرد دون راز « 10 » مرد دين داند « 11 » نيك داند زمانه ناخوش و خوش * ناقد چوب و عود « 12 » دان آتش او بداند كه شمع ملت كيست * او شناسد كه اصل دولت كيست « 13 » شيطان « 14 » را شناسد از سلطان * غيث « 15 » را باز داند از طوفان پيش ازين كر چه « 16 » مردپرور بود * نام بهرام نحس اصغر بود شه چو همنام گشت با بهرام * سعد اكبر نهاد چرخش نام پرگهر زان جمال چون خورشيد « 17 » * دامن بخت و آستين اميد عالم پير زو جوان گشته * دين و دولت به دو عيان گشته بهم آورد ز اصل و از پيكار « 18 » * ملك ميراث و تيغ حيدروار هركه دريا ز تف غبار « 19 » كند * ماهى از تابه كى شكار كند ملك بگذاشت « 20 » از خداوندى * جان نگهداشت از خردمندى
هامش
( 1 ) - ر : بينى ( 2 ) - ب : خانه هست ( 3 ) - ل : كدبانويست ( 4 ) - ذ : سر به زمين ( 5 ) - ذ : مره ( 6 ) - م : چو آب شمر ، س : سراب شمر ( 7 ) - س : سراوى ( 8 ) - خ : كه دادخواه ( 9 ) - س : ز سنگ كين دارد ، ب : نه سنگ لين دارند خ : نه سنگ كين داند ( 10 ) - ل : دد دون را ز ، خ : مرد دون را نه ، كم : مرد دنيا نه ( 11 ) - س : دارد ، ب : نه مرد دين دارند ( 12 ) - ب ، ناقد بيد و عود ، س : ناقد عود و چوب ، م : چوب عود ( 13 ) - م ، كيست ، س : چيست ( 14 ) - س : شيطان ، م : سرطان ( 15 ) - س : غيث ، م ، ب : عيث ( 16 ) - چ : مهر ( 17 ) - س : خرشيد ( 18 ) - ل : ز اصل و ذات به كار ( 19 ) - ك : هركه دريا ز كف غيار ( 20 ) - ر : نگذاشت ، س : بگذاشت
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 509 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى