تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
چون گرفت « 1 » او بتيغ ملك چو خور * بخت گفتش « 2 » ز تخت « 3 » خود برخور از پى عدل و فضل شاهانه * گور با شير گشت هم‌خانه بال شاهين چو حال مرد بجشك « 4 » * گنج شك « 5 » خالى آمد از گنجشك ملك در ظل « 6 » چتر او از ناز * كرده « 7 » خوش چار دست و پاى دراز « 8 » عدل از او با جمال و با آبست * ظلم ازو رفته در شكر خوابست تخت چون ديد روى شه خه گفت « 9 » * بخت ربىّ و ربّك اللّه گفت چون بديد اهبت جوانمرديش « 10 » * ظفر آمد به خدمت « 11 » مرديش هفت و پنج و چهار از اكرامش * با سه « 12 » حرفند از اوّل نامش لا جرم زين سه دين « 13 » و بخشش و جاه « 14 » * چون سه حرفست « 15 » بر دو عالم « 16 » شاه همه اطفال چرخ را مادام * چون دو حرفست از كرانهء « 17 » نام جود دنيا و بخل « 18 » دين دارد * بر دو گيتى شرف بدين دارد در وفا و سخا بجان « 19 » و بمال * نه بقا بددلش كند « 20 » نه زوال با بهشتست خلق او انباز * زان نترسد همى ز مرگ و نياز كف او « 21 » چون ببخشش آرد راى * تو جهان‌بخش و بر جهان بخشاى گفت « 22 » در بذله از پى بذلش * ضاعف اللّه ملكه عدلش
هامش
( 1 ) - خ : گرفتى ( 2 ) - خ : گفتت ، ر : گفتا ( 3 ) - ض : ز بخت ( 4 ) - ر : بزشگ ( 5 ) - ر : كنج تنگ ، ب : كنج شك ، م : گنج شه ( 6 ) - خ : ملك در زير ( 7 ) - چ : كرد ( 8 ) - س : دراز ، م : فراز ( 9 ) - ذ : روى شاه چو گفت ، ل : روى او خه گفت ( 10 ) - چ : ابهت و جوانمرديش ، م : اهبت و جوانمرديش ، س : اهبت جوانمرديش ( 11 ) - ب : پذيرهء ، م : خدمت ( 12 ) - پ : يا سه ( 13 ) - خ : زين سه حرف ( 14 ) - ت : و دولت و جاه ، ل : دانش و جاه ( 15 ) - خ : حرفند ( 16 ) - س : بر دو عالم ، م : در دو عالم ( 17 ) - س : از ميانهء ( 18 ) - س : جود دنيا و عز ، م : جود دينار و بخل ( 19 ) - س در وغا و سخا بجاه ، خ : در دعا و سخا ، چ : در دو عالم سخا بجان ( 20 ) - ب : نه فزايش كند دلش ، س : نه فزايد دلش كند ، ل : نه فنا بددلش كند ( 21 ) - چ : گفت او ( 22 ) - ب : گفته
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 511 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى