تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
ناگذشته از آن طريق نفس « 1 » * لشگر « 2 » شه گذشت از آن ره و بس « 3 » زير زير آسمان برو « 4 » خندد * كز پى رزم تو « 5 » كمر بندد زارزار از فلك فروريزد « 6 » * ماه اگر از درت « 7 » بپرهيزد بختم امروز رهنماى آمد * كه ثناء توام « 8 » بجاى آمد خدمت من بهشت را ماند * حور زيباسرشت را ماند شاخ « 9 » طوبى است از همه رويى « 10 » * شهر عيسى است از همه سوئى « 11 » همچو مريم درو معانى من * همه دوشيزگان آبستن خود نماند نهان بر اهل هنر * گوهر به بها ز مهرهء خر

اندر بدايت پادشاهى بهرام شاه

مثل ابتداى دولت « 12 » شاه * بود « 13 » چون يوسف و برادر و چاه بود از آغاز « 14 » رنج و غم خوردن * عاقبت گنج بود و برخوردن « 15 » آن فكندن به چاه بهر الم * و آن بها كردنش به هژده « 16 » درم قيمتش هژده قلب يا كم‌وبيش « 17 » * و او ز هژده « 18 » هزار عالم بيش هر درم زو « 19 » چو عالمى آراست * بود هژده « 5 » هزار عالم راست گرچه ز اخوان هوان رسيد او را * كار محنت بجان رسيد او را آخرالامر عالم و شه شد * بر سپهر شرف خور و مه شد گرچه بودند شاه و مهتر او * نه گدايان شدند بر در او نه فكندند در مغاك او را * نه كلاه آمد آن هلاك او را « 20 »
هامش
( 1 ) - ذ : هوس ( 2 ) - ب : طاعت ( 3 ) - ذ : ره پس ( 4 ) - ت : سپر آسمان بر آن ، ض : سير سير آسمان برو ( 5 ) - ر : رزم او ( 6 ) - ل : گهر ريزد ( 7 ) - ر : از درش ( 8 ) - ر : كه ثناء توام ، م : كه پناه توام ( 9 ) - م : شاه ( 10 ) - ل : شعر من همه روى ( 11 ) - ل : شهرم از همه سوى ( 12 ) - ض : ملكت ( 13 ) - خ : هست ( 14 ) - ت : بود آغاز ( 15 ) - ذ : پروردن ( 16 ) - ذ : به هجده ( 17 ) - س : با كم بيش ، ل : بىكم‌وبيش ( 18 ) - ذ : ز هجده ( 19 ) - خ : سر درم زان ( 20 ) - س : نه هلاك آمد آن كلاه او را
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 506 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى