تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 476

مساهمون:

ص٤٧٦
مرد جولاهه چون شود بيكار * نكند زير پايگاه قرار روغن سرد و گرم ديده ز تاب * افسرى شد ز رنج « 1 » بر سر آب روغن از رنج تن بجاى آورد * آب را سر به زير پاى آورد رنج‌كش را نصيبه چبود گنج « 2 » * بستر خواب راحت « 3 » آمد رنج « 4 » همچو « 5 » احرار سوى دولت پوى * همچو بدبخت زاد و بود « 6 » مجوى قدر ره رفتن « 7 » ارچه كم داند * مرد وقت سپيده‌دم داند تا تو دربند آن و اين باشى * سايه‌پرورد و نازنين باشى « 8 » تو در اين كارگاه بىسر و بن * وندر اين لافگاه باد و سخن « 9 » جامه‌شوئى و ليك عوران را * شمع ريزى و ليك كوران را نشو مرد پردل و صعلوك « 10 » * پيش مامان و باد ريسه « 11 » و دوك علم دانى و ليك علم حيل « 12 » * سيم « 13 » دارى و ليك سيم دغل مرد را گلشنست سايهء تيغ * ورنه گيرد چو حيز راه كريغ نشود كس بكنج خانه فقيه * كم بود مرغ خانگى را پيه هركه او خورده نيست دود چراغ * ننشيند بكام دل بفراغ نه همه‌ساله « 14 » نوبت عيش است * مزهء عيش مرگ در جيش است « 15 » كى شود مايهء نشاط و سرور * هم در انگور شيرهء انگور تا سمندت هنوز بر در تست * سايهء اقربات بر سر تست كودكى در سفر تو مرد شوى * رنجه ار راه گرم و سرد شوى اندرين ره نه بردم پرداز * بلكه از سوز سينه و ز نياز رفت بايد بباد و نم چو سفن * لب گشاده سلب كشيده ز تن
هامش
( 1 ) - ل : برنج ( 2 ) - ب : نتيجه آمد گنج ( 3 ) - م : خواب راحت ( 4 ) - آمد رنج ( 5 ) - ى : تو چو ( 6 ) - ذ : چون خس و سفله زاد و بود ( 7 ) - چ : رفته ( 8 ) - ى : همچو يك شخص بىروان باشى ( 9 ) - ك : كارگاه بىسر و بن ( 10 ) - س : سالوك ( 11 ) - م : مامان و بادريسه ، س : مامان با دريسه ، ب : ماما و با دريسه ( 12 ) - م : جدل ( 13 ) - چ : گنج ( 14 ) - ب : سال ( 15 ) - ر : خود رخ مرگ صعب‌تر طبش است
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 476 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى