تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
چه كنى خاكدان پرمارش « 1 » * كه مه او مه سگش مه مردارش « 2 » دور شو زو كه از تنگ‌مايه * چوژه « 3 » لنگ آيد ار خرى خايه « 4 » گربه‌وار او غذاى « 5 » خود زايد * زادهء او برو كجا پايد « 6 » بار گير تو تازى اسب دوان * تو خريدار لنگ و لاشه‌خران خوى شيران پذير با صولت * همچو گربه مباش دون‌همت

فى صفة النفس و احواله

دزد خانه است نفس حالى بين * زو نگهدار خانهء دل و « 7 » دين دزد ناگه « 8 » خسيس دزد بود * دزد خانه نفيس دزد بود چون ظفر يافت دزد بيگانه * نبرد جز كه خردهء خانه « 9 » باز چون دزد خانه درنگرد * همه كالاء دوردست برد تو خوشى زانكه بيش تست قماش * زان دگرها خبر ندارى باش « 10 » تا كنى « 11 » دست زى خزينه فراز « 12 » * آنچه به بايدت نبينى باز « 13 » از درونت پلنگ و موش بهم * تو همىخسبى اينت جهل و ستم « 14 » غافل از كيد « 15 » و حيلت شيطان * كرده شيطان ز مكر قصد بجان

قال النبى عليه السلام : ان الشيطان فى عروق ابن آدم يجرى مجرى الدّم

در درون تو خصم « 16 » با تو بهم * لفظ مهتر كه يجرى مجرى الدم
هامش
( 1 ) - پ : پربارش ( 2 ) - چ : كه و مه او و كژدم و مارش ، ب : كه مه او مه كژدم . . . ، ذ : كه نه او و نه ( 3 ) - م : جوزه ( 4 ) - س : ار خرى خايه ، م : خورى خايه ، ى : چوزهء تنگ آيد از خايه ( 5 ) - ل : از غذاى ( 6 ) - س : او ترا كجا آيد ( 7 ) - چ : خانه و دل ( 8 ) - ب : دزد بيرون ، ذ : دزد ناكس ( 9 ) - ل : خوردهء خانهء ، و : خردهء دانه ( 10 ) - ى : فاش ( 11 ) - چ : ناگهى ( 12 ) - ك : خرابه فراز ، ذ : زى خزانه دراز ( 13 ) - چ : نيابى باز ( 14 ) - ذ : جور و ستم ( 15 ) - ى : مكر ( 16 ) - ل : خشم