تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 470

مساهمون:

ص٤٧٠
اين همه تكيه‌ها غم و « 1 » هوسست * تكيه‌گه رحمت خداى بسست اينت آزادمرد دين‌پرور * اينت محكم حديث حكمت خر اى سنائى « 2 » سخن دراز مكش * كوتهى به نمك ز ديگ بچش « 3 » خواجه تن را طلاق ناداده * دين همىجويد « 4 » اينت آزاده اين جهان راست بهر مغرورى * خانه ويران و پرده زنبورى اين جهان در حلى و حله « 5 » نهان * گنده‌پيريست زشت و گنده دهان تو به نيرنگ و رنگ او مگرو * سخنان مزخرفش مشنو چه طمع دارى از درش آبى « 6 » * چه نهى زير پشته گردابى « 7 » صد هزاران چو تو به آب برد * تشنه باز آورد كه غم « 8 » نخورد چون از اين گنده پير گشتى دور * دست پيمان بدادى « 9 » از پى حور حور با تو چگونه پردازد * حور با گنده پير كى سازد « 10 » سه طلاقش ده ارت هيچ « 11 » هش است * زانكه اين گنده پير شوىكش است حيدرى نيست اندرين آفاق * دهد اين گنده پير را سه طلاق در جهان حيدران اگرچه بسند * در ره دين بگرد او نرسند چون شود دهر با تو يكدم خوش * چون جهد ناگه « 12 » از خيار « 13 » آتش نوش اينجات « 14 » زهر آنجايست « 15 » * ترى مغز آفت پايست « 16 » تا بود دنيىات نباشد حور * از معانى « 17 » بدانكه دورى دور از امانى بجمله دست بدار * همچو غوغا به شهر دست برآر
هامش
( 1 ) - چ : تكيه جايها ، ذ : تكيه جاى از اين ( 2 ) - م : اى برادر ( 3 ) - ك : بكش ( 4 ) - ك : همىخواهد ( 5 ) - ذ : حليه ( 6 ) - م : از درش آنى ، ذ : از رخش آبى ( 7 ) - م : زير پشه گردانى ( 8 ) - چ : و غم ( 9 ) - كم : و پيمان بدادى ، م : بدرى ( 10 ) - چ : چون سازد ( 11 ) - ذ : ارت بيخ ( 12 ) - س : جهد آن يكدم ( 13 ) - چ : از چنار ( 14 ) - س : اينجاى ( 15 ) - چ : آنجائيست ( 16 ) - چ : پاييست ( 17 ) - چ : از مغانى
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 470 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى