نبوى پيش جهل دستآموز * بر همه آرزو شوى پيروز
دل ز گل بگسل ار يقين دارى * دور كن كين ز دل چو دين دارى
گر تو در خطهء خطر شب و روز * با خرد همچو طفل بازى گوز
خانهء جغد را بكوشيدى * به گج و سنگ و نقش « 1 » پوشيدى
سال « 2 » طوفان و خانه آشفته * تو درو گاه مست و گه خفته
نه كه چون « 3 » ژالهاى فروبارد * خانه را بر سرت « 4 » فروآرد
روز و شب گاهوبيگه از باران « 5 » * غافل از راه آب و ناوندان « 6 »
چون ترا برد در سقر طوفان * بر تو خندند نقش و گج « 7 » پس از آن
بر دكان « 8 » فريب و تلبيست * دست خوش يافتست ابليست
هم ز دست خودت در اين بنياد * پاى در گل بماند و سر بر باد « 9 »
هست از او امر و نهى و آر و ميار « 10 » * از تو بيشه است « 11 » عمر دستافراز « 12 »
آنچه سود آيد او برد بدرست * و آنچه باشد زيان ز مايهء تست
ناگرفته « 13 » به رشوت از دين نور * رايگان ديو را شده « 14 » مزدور
ذكر انقطاع نسب
آدم پاك را برآر از « 15 » گل * چشم روشن مدار و تارى دل « 16 »
به خداى ار بود ز بهر شرف * از خليفه خداى چون تو خلف
گر تو اينجا نسب درست كنى * بر خود آن راه نار جست « 17 » كنى
صبر كن تا درين سراى مجاز * از پى آز و غم نه از پى ناز
هامش
( 1 ) - ر : به گج آگور و سقف ، چ : به گج گور نقش ، ب : به گج آكور نقش ، و : به گج آجور نقش
( 2 ) - ل : سيل
( 3 ) - ب : نه كنون
( 4 ) - ذ : بر سرت خانه را
( 5 ) - ب : اين باران ، چ : كار و بيگه اين باران
( 6 ) - م : ناوندان ، چ : ناويدان
( 7 ) - س : بر تو خندد بنفس تو ، ب : بر تو خندد نه نقش تو ، چ : بر تو خندد نه نفس تو ، ل : بر تو خندد نه نقش كژ
( 8 ) - م ، س : دوكان
( 9 ) - م : پرباد
( 10 ) - ذ : از امر و نهى از دينار ، چ : آز و نياز
( 11 ) - ل : بيش است ، ب : از بيشه است
( 12 ) - س : عمر دستافزار ، چ : و عمر دستافراز ، م : عمر و دستافزار
( 13 ) - ل : تا گرفته
( 14 ) - چ : شدى
( 15 ) - س : برون از
( 16 ) - چ : بدار تار اى دل
( 17 ) - خ : آن را بيار چست ، ل : اين راه باز جست