تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 447

مساهمون:

ص٤٤٧
مرد را ره زنى « 1 » يقين باشد * هر قرينى كه دون دين باشد هرك را در بطانه « 2 » يار بدست * دان كه « 3 » در صحن خانه مار بدست يار بد را مكن بخشم « 4 » بتر * نكند شيشه كس رفو بتبر « 5 » شاخ بىبرگ و ميوه خار بود * يار بىدفع و نفع مار بود مر ترا آن رفيق و يار آيد « 6 » * كت « 7 » بنيك و به بد به كار آيد « 8 » دوستانى كه بىدريغ بوند * دوست را همچو تيغ و ميغ بوند يار هم‌كاسه هست بسيارى * ليك هم‌كيسه « 9 » كم بود يارى « 10 »

التمثل فى ريا الحب

آن شنيدى كه عمّر خطاب « 11 » * ديد قومى نشسته در محراب كرد از آن قوم عدل سؤال « 12 » * كه كداميد و چيستتان « 13 » احوال جمله گفتند ما رفيقانيم * همه يك راه و يك طريقانيم يكديگر را برادران شده‌ايم « 14 » * يكدل و جان و يك‌زبان شده‌ايم « 6 » گفت عمّر « 15 » كه بىحضور دكر * كيسهء يكدگر كنيد نظر سيم يكديگران به خرج كنيد * يا به حكم حساب « 16 » درج كنيد همه گفتند زان « 17 » خويش خوريم * وز زر و سيم يار بىخبريم
هامش
( 1 ) - س : رهزنى ، م : رهزن ( 2 ) - ذ : لطافه ( 3 ) - پ : وانكه ( 4 ) - چ : به چشم ( 5 ) - ل : ز نو بهتر ( 6 ) - ل : و يار آمد ، م : يار آيد ( 7 ) - ب : كه ( 8 ) - ل : بدت به كار آيد ( 9 ) - م : هم تا سه ( 10 ) - ب : هم‌كيسه كم بود بارى ، س : همدرد كم بود يارى ( 11 ) - در نسخهء - م - كلمه « عمر خطاب » تراشيده شده و بجاى آن « باقر از اصحاب » نوشته شده و همچنين در دو بيت ديگر ( كه اندكى بعد آيد ) بجاى « عمر » باقر نوشته شده چون اين سؤال و جواب در كتب ادب بنام محمد بن على الباقر عليه السلام است نه « عمر خطاب » شايد از اين نظر مصحح چنين تغييرى را روا داشته درصورتىكه جميع نسخ « عمر خطاب » است و مسلما حكيم هم اين داستان را به همين صورت بنام عمر بنظم درآورده است ( 12 ) - م : دو طريق سؤال ( 13 ) - چ : كه كيانند چيست آن ، ب : كه كيانيد چيستتان ( 14 ) - باشيم ( 15 ) - چ : عمرى ( 16 ) - ل : و حساب ( 17 ) - ذ : آن ، ل : از آن