تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 445

مساهمون:

ص٤٤٥
تو توئى من منم سر رنگست « 1 » * تو چنان من چنين سر جنگست « 2 » با خودى هر دو ديووش « 3 » باشيم * بىمن « 4 » و تو من و تو خوش باشيم خوش‌بويم « 5 » اندرين كهن گلشن * چون ز تو تو برفت وز من « 6 » من تو و من گمرهيست زو پرهيز * در من و تو بابلهى ماويز « 7 » تا تو خود را بوى نباشى دوست « 8 » * دان كه در وضع دوست زشت و نكوست « 9 » دشمن از دوست وقت « 10 » آز و نياز * جز بسود و زيان ندانى باز « 11 » دوستان را به گاه سود و زيان * بتوان ديد و آزمود توان

حكايت در محبت و دوستى خالص

دوستى دوست را به مهمان شد * دوست حاضر نبد پشيمان شد گفت زن را كه كدخدايت كو * زن ورا گفت گفتنى برگو گفت پيش آر كيسهء زر و سيم « 12 » * زن بياورد و كرد زر تسليم مرد بگشاد كيسهء دينار * برگرفت آن‌قدر كه بود به كار « 13 » ما بقى آنچه بود زن را داد * بدر آمد ز خانه خرّم و شاد چون شبانگاه شوى باز آمد * زن بر شوى خود فراز آمد گفت با شوى خويش وصف الحال * شاد شد مرد و غم گرفت زوال جمله بود آن نهاده صد دينار * بيست برداشت مرد و رفت به كار « 14 »
هامش
( 1 ) - ب : سر جنگست ، ب : تا توئى من منم سر جنگ است ( 2 ) - ب : همه رنگست ، س : در جنگست ( 3 ) - س : ديوفش ( 4 ) - ل : بىمن ، م : نىمن ( 5 ) - چ : بوى ( 6 ) - ل : از من ( 7 ) - ذ : ماميز ، ناويز ( 8 ) - چ : در افام را باز دادن اوست ؟ ( 9 ) - س : دان كه در وضع دوست زشت و نكوست ، م : زانكه در بضع دوست چون دو اوست ، ل : زانكه در وضع دوست چون دوئى اوست ، ذ : زانكه در وضع دوست دوست نكوست ، در - ب - بيت بدين صورت است :تا تو خود را همىنباشى اوست * بوتهء دشمنان و كورهء دوستو در نسخهء چ - بيت هم به صورت بالا و هم به صورت متن هر دو آمده است ( 10 ) - ب : گاه ( 11 ) - ب : نبينى باز ( 12 ) - م : پيش من آر كيسهء سيم ( 13 ) - چ : بد در كار ، ى : بودش كار ( 14 ) - ل : كه مرا شاد كرد نيكوكار