قدر سيمى كه حرص « 1 » ننشاند « 2 » * فرج استر نكو همىداند « 3 »
ان فى ديننا بخوان و بدان « 4 » * مركبت را بران و تيز بران
صدمت شوق در سراى فراق « 5 » * نكشد بار انتظار براق « 6 »
خردت را بران « 7 » و دست مدار « 8 » * بر خرد شرع مصطفى بگمار
چون بيوباردت نهنگ سقر « 9 » * دست بر سر كنى نيابى سر « 10 »
سيم را در دل ايج راه مده * بملك نامهء سياه مده
فى ترك العادة بالمجاهدة
چه كنى در كنار مادر خو * آخر اى نازنين كم از دو دو « 11 »
پاى در نه به راه بىفرياد * بر خرد خوان كه « 12 » هرچه باداباد
آنكه با ميل مال و مل باشد * نقد در دل ز بيم ذل « 13 » باشد
به مل و مال ميل « 14 » تا چه كنى * الفى « 15 » قد چو دال تا چه كنى
تا تو تركى همىكنى بر من * هندويت نقد گشت « 16 » جان مىكن
تا تو خود را نهى چو ترك محل * هندويت سرگرفت « 17 » زيربغل
علف ميش خود نكرده « 18 » به كف * گرگ را گشته همچو ميش علف
تو علف گشته مر فنا را رو « 19 » * باز داده ز دست گوز گرو « 20 »
تو طلبكار قوت و خصم تو باز * چنگ كرده به حنجر « 21 » تو دراز
هامش
( 1 ) - ب : كه آز
( 2 ) - ل : نستاند
( 3 ) - س : همى نكو
( 4 ) - چ : بمان
( 5 ) - م : براق ، س : در شرار فراق
( 6 ) - م : فراق
( 7 ) - ب : بدان
( 8 ) - م : بدار
( 9 ) - ل : سفر ، ب : سقر
( 10 ) - ل : دست بر بركنى نبينى سر
( 11 ) - كمكم : دو دو
( 12 ) - ل : خوان به خود بر كه
( 13 ) - ل : زفت و ناكس ز بيم و ذل ( ذ : ز بيم دل )
( 14 ) - ب : به مل و ميل مال ، س : با امل ميل مال ، چ : با مل و ميل مال ، ذ : ز اصل خود ميل مال
( 15 ) - ب : الف
( 16 ) - هندوت نقد شد ، ذ : نقد شد هندوت
( 17 ) - س : هندوت سرگرفت ، چ : هندوت سرگرفته
( 18 ) - ل : گرفته
( 19 ) - ك : تو الف گشته مر قبا را رو ، ذ : تو علف گشته مر فنا را دو
( 20 ) - چ : ز دست كوزه گرو ، ب : ز دست كور و گرو ، ذ : ز دست ديو گرو
( 21 ) - ل : بخنجر