تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
سبلت او بكون دهقان به * وين‌چنين ريش هم بقصران به « 1 » زانكه پيش عقول حكمت خوار * پس خزيدن « 2 » نيامدست به كار نيست از نقطه تا خط فرمان * گنج بىرنج و درد بىدرمان هرچه يزدان دهد « 3 » بر آن مگزين * هرچه گردون كند در آن « 4 » منشين كآنچه آن نيست كرد هست كند * و آنچه اين برفراشت پست كند نقش نفسى مقيم كى باشد * هرچه آن « 5 » نقش كرد بتراشد در سخاوت به كودكان ماند * بدهد زود و زود « 6 » بستاند خود بخندد به تو « 7 » سپارد ساز « 8 » * خود بگريد ز تو « 9 » ستاند باز زودبخش و سبك « 10 » ستان فلكست * پير با طبع « 11 » كودكان فلكست ذوق اين خطهء خطا و خطر * هست مانند حوض و نيلوفر « 12 » روز بدهد ز بوى خود « 13 » زورش * چون شب آيد هم او بود گورش « 14 » روز بخشد « 15 » ز بوى خويشش قوت * چون شب آيد خودش بود « 16 » تابوت روز در بويش ار كند « 17 » پرواز * باز شب جان به دو سپارد باز بد و نيك فلك « 18 » همه تلفست * كه هبوطش برابر شرفست گر از اين « 19 » چرخ در نقاب « 20 » شوى * تا كم « 21 » از ماهى آفتاب شوى دختران چون فسانه پردازند * دوك ريسند و لعبتك‌بازند وان « 22 » فسانه حديث « 23 » چرخ كبود * سر افسانه هرچه بود و نبود
هامش
( 1 ) - ل : بقطران به ( 2 ) - م : چريدن : ك : خريدن ( 3 ) - س : كند ( 4 ) - ب : و آنچه گردون دهد در آن ، ذ : كند در او ( 5 ) - س : هرچه او ( 6 ) - س : بدهد زود و زود ، م : زود بدهد و زود ( 7 ) - س : نخندد ، ل : چون به خنده به دو ، ب : خود به خنده به دو ( 8 ) - چ : باز ( 9 ) - ب : بگريه ازو ( 10 ) - ب : بخش سبك ، چ : زود بخشنده زو ( 11 ) - م : با فعل ( 12 ) - س : بحر نيلوفر ، چ : حوض و نيلوفر ( 13 ) - ذ : ز بوى خوش ( 14 ) - س : آمد همو بود گورش ، چ : آيد هم او كند كورش ( 15 ) - ب : بدهد ز سوى ( 16 ) - س : همو بود ، ب : همو شود ، ك : شود همان ( 17 ) - ب : بر آبش ار كند ، ى : در پويش افكند ( 18 ) - س : جهان ( 19 ) - ل : كه از اين ( 20 ) - س : با نقاب ( 21 ) - ل : يا كم ( 22 ) - ذ : وان ، چ : چون ( 23 ) - چ : فسانه است حال
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 439 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى