تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 422

مساهمون:

ص٤٢٢
انس و جن مر « 1 » ورا شده مطواع * باد چون مركبى مطيع و مطاع تا بگويد ز اشمويل و شعيب * پاكشان جيب و دامن از همه عيب كالب و دانيال و لوط و خضر * شده هريك ز قوم خويش ضجر پند لقمان و سرگذشت يسع * دين و دل ورع برى ز طمع تا بگويد ز لشكر كفار * زكريّا بريده از منشار « 2 » تا بگويد ز عصمت يحيى * تا بگويد ز نالهء عيسى تا بگويد ز سيد سادات « 3 » * كه ز ما بر روان او صلوات احمد مرسل آنكه فضل احد * كرده بر جمله انبياش اوحد آفتاب مساجد و خلوات * از حق او را صلاة در صلوات شيخ ابو بكر « 4 » و عمر و عثمان « 5 » * حيدر آن شير خالق سبحان تا بگويد ز حال مير حسن * و آن همه خصم چيره بر يك تن « 6 » و اندر آن كار پور بو سفيان « 7 » * يك‌زمان مر ورا نداده امان از زنى خواست استعانت و عون * تا شد او هم‌جليس با فرعون تا بگويد ز كربلا و حسين * آن نبى را چو قلب و همچون عين تا بگويد ز قوم پرشر و شين * شده راضى بقتل مير حسين شده « 8 » در نار قاتل و ، مقتول * رفته « 9 » با مرتبت به نزد رسول كربلا گشته گورخانه ورا * كرده تير عدو نشانه ورا زان برآوردن هلاك و دمار * از نژاد اميهء خونخوار تا بگويد كه بهر آتش و آب « 10 » * آب فرعون چون ببردم از آب تا بگويد ز موت و بعث عزير * از بشر آن رخ آوريده بخير
هامش
( 1 ) - خ : انس و جان مر ، ذ : انس با جن ( 2 ) - م : در منشار ( 3 ) - ل : و سادات ( 4 ) - ب : مير بو بكر ( 5 ) - ذ : تا بگويد ز منبع احسان ( 6 ) - ل : وان حسين شهيد خصم‌افكن ، ب : آن سرافراز شرع و زين زمن ( 7 ) - ل : آنكه بود فلان ، چ : بود بو سفيان ( 8 ) - ل : مانده ( 9 ) - ب : شده ( 10 ) - ذ : ز بهر آتش و تاب