تا بگويد چه تاختم بر تخت « 1 » * تا بگويد چه باختم با بخت « 2 »
بخت خود « 3 » از چهسان نگون كردم * تخت « 4 » اين از كه پر ز خون كردم
چه نخ « 5 » و بيخها بكندم « 6 » من * چه شخ و شاخها فكندم من
نقش اين را نكال چون كردم « 7 » * بدر آن را هلال چون كردم
خسروان را چگونه كردم مست « 8 » * قصر شاهان « 9 » چگونه كردم پست
در صفت مرگ پيامبران عليهم السلام
تا بگويد ز انبيا و رسل * چون گرفتم بقهر بر سر پل « 10 »
تا بگويد كه شيث و آدم را * چون بريدم ز جسمشان « 11 » دم را
تا بگويد ز كشتن هابيل * كه رستم كرد بر تنش « 12 » قابيل
تا بگويد ز نوش و نوح و لمك « 13 » * مردن زار و رفتن هريك
تا بگويد ز هود و ز صالح * راحت و رنج ناصح و طالح « 14 »
تا بگويد ز حال ابراهيم * جور نمرود و آن عذاب اليم
حال اسحاق و حال اسماعيل * هاجر و ساره و آل اسرائيل
قصهء رنج يوسف از اخوان * صبر يعقوب و خانهء احزان
تا بگويد ز مبتلا ايوب * دل و جان در عنا و دا مكروب
حال الياس و يوشع و ذو الكفل * يافته هريك از كفايت كفل
تا بگويد ز موسى و هارون * آل عمران و حوت با ذو النون
تا بگويد ز گريهء « 15 » داود * ناله « 16 » و آب چشم و طول سجود
تا بگويد ز ملكت پسرش * سايه از پر مرغ كرد سرش
هامش
( 1 ) - چ : چه باختم بر بخت ، خ ، چه باختم بر تخت
( 2 ) - س : باختم بر بخت ، خ : تاختم بر بخت ، چ : تاختم بر تخت
( 3 ) - س : بخت آن ، خ : بخت او
( 4 ) - ذ : بخت
( 5 ) - ل : چه يخ
( 6 ) - ك : فكندم
( 7 ) - چ : نزد آن را خلال چون كردم
( 8 ) - م : كشتم مست
( 9 ) - س : قصر ايشان ، ذ : قصرهاشان
( 10 ) - ر : روان بقهر از گل
( 11 ) - ل : چشمشان
( 12 ) - م : بر تن
( 13 ) - چ : نوح ملك ، ل : ز نوح و نوش و ملك
( 14 ) - ك : طالح از صالح
( 15 ) - ذ : نالهء
( 16 ) - ذ : گريهء