خلق را زين جهان « 1 » پرشروشور * چارديوار گور بهتر گور « 2 »
هلك المثقلون بخوانده و پس * خانه و جاى سازم اينت هوس
چكنم جفت و زاده و بنياد « 3 » * مونس من نجا « 4 » المخفون باد
خانه كز راه رنج و حيله بود * همچو زندان كرم پيله بود
كه چو قز بود « 5 » در دلش « 6 » پنهان * گشت هم قز تن ورا زندان
خانه اينجا كه بهر قوت كنند « 7 » * مور و زنبور و عنكبوت كنند
قوت عيسى چو ز اسمان سازند * هم بدانجاش خانه پردازند
بر فلك زان مسيح سر بفراشت * كه بر اين خاك توده خانه نداشت
چكند روح پاك خانهء ريح « 8 » * فلك پنجم « 9 » است بام مسيح
خر دجّال چون ز جو خاليست * علم جور او از آن عاليست
خاك و آب و هوا « 10 » و آتش عهد * كى نگهدارد ار تو سازى جهد
مرگ را « 11 » چون شگرف و چالاكست * سوى ناپاك و پاك ره پاك است
نه تو « 12 » مردى و مرگ بىزورست * شير او شير و گور او گورست « 13 »
زانكه اينجات يك دو مه محلست * نه بتست آن به مدت « 14 » اجلست
باجل باز بستهاند اين كار * بىاجل نيست كار را مقدار
در مرگ گويد
فرش عمرت نوشته « 15 » در شومى * اين دو فراش زنگى و رومى
اى نياموخته ادب ز ايوان * ادب آموز زين پس از « 16 » ملوان
ادب آموزدت زمان پس از اين * چون نياموختى ز خلق زمين
هامش
( 1 ) - ب : زين سه نفس ، چ : زين سراى
( 2 ) - ل : نيست جائى به از ميانهء گور
( 3 ) - ل : خانه و بنياد ، ذ : خانهء بنياد
( 4 ) - خ : نجى
( 5 ) - ذ : فر نود
( 6 ) - خ : بر تنش
( 7 ) - چ : كند
( 8 ) - خ : زريح
( 9 ) - خ : چارم
( 10 ) - س : باد و هوا
( 11 ) - س : مرد را
( 12 ) - ذ : توبه
( 13 ) - س : شير او سير و گور او كورست ، م : سير و گوز تو كورست
( 14 ) - ى : آنكه مدت
( 15 ) - س : نوشت
( 16 ) - م : زين سپس