تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
مىدهم جان و مىبرم حسرت * شربتم ضربت و شفا شدت عمرش ار بد دراز ور كوتاه * رخت بربست زان گشاد به راه عاقبت هم برفت و بيش نماند « 1 » * آيت عزل خويشتن برخواند

تمثيل در نفس جهان فانى و قصهء لقمان حكيم

داشت لقمان يكى كريجى « 2 » تنگ * چون گلوگاه ناى و « 3 » سينهء چنگ « 4 » شب در او « 5 » در برنج و تاب بدى * روز در پيش آفتاب بدى روز نيمى « 6 » به آفتاب اندر * همه شب زو برنج و تاب اندر بلفضولى « 7 » سؤال كرد از وى * چيست اين خانه شش بدست و سه پى « 8 » همه عالم سراى « 9 » و بستانست * اين كريجت بتر ز زندانست در جهان فراخ بانزهت « 10 » * چه كنى اين « 11 » كريج پروحشت عالمى پر ز نزهت و خوشى * رنج اين تنگناى از چه كشى با دم سرد و چشم گريان پير * گفت هذا لمن يموت كثير در رباطى مقام و من گذرى « 12 » * بر سر پل سراى و من سفرى « 13 » چون كنم « 14 » خانهء گل آبادان * دل من اينما تكونوا خوان چو درآيد اجل چه بنده چه شاه * وقت چون دررسد چه بام چه چاه گربهء روده « 15 » چون زنم شانه * بر ره سيل « 16 » چون كنم خانه آهن سرد چند كوبم من * خانه ويران و چند « 17 » روبم من پيش صرصر چراغ چه افروزم « 18 » * پوستين پيش شير « 19 » چون دوزم
هامش
( 1 ) - ذ : هيج نماند ( 2 ) - س : كريجهء ( 3 ) - س : ناى و ، م ، ناو ( 4 ) - ل : سينه و چنگ ( 5 ) - س : شب به دو ( 6 ) - س : روز نصفى ( 7 ) - س : بو الفضولى ( 8 ) - چ : سه نى ( 9 ) - ل : چو باغ ( 10 ) - م : پرنزهت ( 11 ) - س : تو خريدى ( 12 ) - ب : من سفرى ( 13 ) - ب : من گذرى ( 14 ) - ب : چكنم ( 15 ) - ل : روبه و گربه ، چ : گربهء دوده ( 16 ) - س : رود ( 17 ) - ل : ويران شده چه ، ك : ويرانه چند ( 18 ) - س : چفروزم ( 19 ) - ل : گرگ
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 416 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى