تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
شتر مست در بيابانى * كرد قصد هلاك نادانى مرد نادان ز پيش اشتر جست * از پيش مىدويد اشتر مست مرد در راه خويش چاهى ديد * خويشتن را در آن پناهى ديد شتر آمد به نزد چه ناگاه * مرد بفكند خويش را در چاه دستها را بخار زد چون ورد * پاىها نيز در شكافى كرد در ته چه چو بنگريد جوان * اژدها ديد باز كرده دهان ديد از بعد محنت بسيار * زير هر پاش خفته جفتى مار ديد يك جفت موش بر سر چاه * آن سپيد و دگر چو قير سياه مىبريدند بيخ خاربنان * تا درافتد به چاه مرد جوان مرد نادان چو ديد حالت بد * گفت يا رب چه حالتست اين خود در دم اژدها مكان سازم * يا بدندان مار بگدازم از همه بدتر اين كه شد كين‌خواه * شتر مست نيز بر سر چاه آخرالامر تن به حكم نهاد * ايزدش از كرم درى بگشاد ديد در گوشه‌هاى خار نحيف * اندكى زان ترنجبين لطيف اندكى زان ترنجبين بركند * كرد پاكيزه در دهان افكند لذّت آن بكرد مدهوشش * مگر آن خوف شد فراموشش توئى آن مرد و جاهت اين دنيى * چار طبعت بسان اين افعى آن دو موش سيه سفيد دژم * كه برد بيخ خار بن در دم شب و روزست آن سپيد و سياه * بيخ عمر تو مىكنند تباه اژدهائى كه هست بر سر چاه * گور تنگست زان نه‌اى آگاه بر سر چاه نيز اشتر مست * اجل است اى ضعيف كوته‌دست خار بن عمر تست يعنى زيست * مىندانى ترنجبين تو چيست شهوتست آن ترنجبين اى مرد * كه ترا از دو كون غافل كرد
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 409 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى