كوه پرنقشها همه زيبا * اختران نقشبند بر ديبا « 1 »
شاخ مانند عقد پرلؤلؤ * باد مانند نافهء آهو
باغ پرحقههاء درّ و گهر * راغ پرشفشههاء « 2 » نقره و زر
گنج قارون به دامن سنگى * زيب حورا عيان بهر رنگى « 3 »
قطر « 4 » باران چو دانههاء گهر * بر شقايق چكيده همچو درر
قمرى و فاخته فراز چنار « 5 » * برده از عاشقان شكيب و قرار
سرو چون حور در ميان چمن * سمن مشكبيز « 6 » پيرامن « 7 »
پايهء « 8 » ابر همچو درّ خوشاب * آمد از حد ارمن و سقلاب
مرغ نالان فراز گلبن گل * مست بىمطربان و ساغر مل
ابر شسته ز روى هامون پاك * هرچه آلايشست از « 9 » رخ خاك
راز دل كرده جمله عالم فاش * زيركان زمانه چون اوباش
خانه بگذاشته همه زن و مرد * سوى صحرا برون شده پى « 10 » خورد
خنك آنكس كه او بفصل بهار * لذّتى دارد او ز بوس و كنار
خانهء چين گشاده منظر اوى * شاه قيصر « 11 » نموده دختر اوى
خم زلف بنفشهء دلجوى * عود خامست رسته بر لب جوى
ناف آهو چو خورد سنبل دشت * بويش از كوه قاف « 12 » و طور گذشت
در تسويت پارسى و تازى
فضل دين در ره مسلمانيست * هنر ملك ره فرادا نيست
هست محتاج كارسازى ملك * چه كند پارسى و تازى ملك
هامش
( 1 ) - ل : بر دلها
( 2 ) - ب : شفشهاء ، ل : فرشهاء ، م : نقشهاى
( 3 ) - ب : ز هر رنگى
( 4 ) - ب : قطره
( 5 ) - م : ميان چنار ، چ : ز شاخ چنار
( 6 ) - ذ : مشك و بيد ، ب : مشك بيد
( 7 ) - چ : پيراهن
( 8 ) - خ : مايهء
( 9 ) - ب : هرچه آلايشست بر ، چ . هرچه آرايشست بر ، م : هرچه آنها بشست از
( 10 ) - خ : شده پى ، م : شد از پى
( 11 ) - ض : شاه اختر
( 12 ) - ب : كوه قاف ، م : از سوى قاف