تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
دشتها پرلحاف بىبالين « 1 » * باغها پرعروس بىكابين گفت قرآن بلفظ همچون در * مرد « 2 » دامن كشيده را فانظر تا ببينى به چشم عقل‌پژوه * بر گريبان دشت و دامن كوه از پى نقشهاء جان آويز * اختران نقش‌بند و « 3 » رنگ‌آميز باغ « 4 » پرتختهاء سقلاطون * راغ پرفرشهاء « 5 » بوقلمون شاخها حله‌پوش و مشك آغوش « 6 » * دشت عنبر نهاد « 7 » و ميناپوش شبنم اشك چون « 8 » سهيل و سها * روى چون بامداد روى گيا « 9 » عنبرين گشته از نسيم صبا * از مسام « 10 » زمين مشام هوا سرو چون حور سبز پيراهن * مشگ و عنبر دميده بر دامن « 11 » باغ مانند عطر « 12 » مشگ‌آگين * راغ مانند زلف حور العين چشمهء اشك چشم من بشتاب « 13 » * تا در باغ رفته از لب آب « 14 » خامه بر كار كرده شست بهار « 15 » * زلف كوتاه كرده دست بهار نى چنانست گردش « 16 » بىباك * زلف شب را گرفته كش سوى « 17 » خاك گر بخواهد « 18 » به حكم خلق كمال « 19 » * خون كند مشك و مشك خون در حال « 20 » صفت گل كنون بقوّت دل * گفت بلبل چو مردم عاقل دشتها را لباس‌ها رنگين * باغها را ز حله‌ها آذين « 21 »
هامش
( 1 ) - ل : بىلحاف بر بالين ( 2 ) - م : سرو ( 3 ) - ل : نقشبند رنگ ( 4 ) - چ : باغ ، م : راغ ( 5 ) - چ : راغ پرفرش‌هاى ، ل : باغ را فرشهاى ، م : باغ پرنقشهاء ( 6 ) - س : حله‌پوش مهرآكوش ، ل : حله‌پوش چون آكوش ، چ : حله‌پوش و مشك‌آكوش ( 7 ) - كم : عنبرفروش ( 8 ) - س : اشك من چون به شب ، م : اشك چون شبنم ، چ : اشك من گشته چون ( 9 ) - ل : روىگشا ( 10 ) - م : مشام ( 11 ) - ذ : پيرامن ، چ : در دامن ( 12 ) - ب : از بوى عطر ( 13 ) - س : چشم ابر از تاب ( 14 ) - س : از لب آب رفته با لب آب ( 15 ) - س : مرغ بر كار كرده مست بهار ( 16 ) - چ : بىخيالست گردش ، س : بىحيا دست گردش ، ض : به جفا دست گردش ، م : نه جفا دست گيردش ( 17 ) - م : گيردش سوى ( 18 ) - س : گر نخواهد ( 19 ) - م : خلق و كمال ( 20 ) - س : چون در حال ( 21 ) - ل : آيين
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 401 | سيد محمد تقى مدرس رضوى / ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى