تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
بوته خود « 1 » گويدت چو پالودى « 2 » * كه زرى « 3 » يا مس زراندودى گر بدى آتشت بپالايد * ور بدى صافى از تو آسايد « 4 » چون رسيدى به آتش « 5 » موعود * خود بگويد كه « 6 » چند نى يا عود « 7 »

فى ذكر انساب البشر من اركان البشر

آدمى گرچه بر زمانه مهست * ز آدمى خام « 8 » ديو پخته بهست نيست خامى مگر كم اندر كم * چون ره روميان خم اندر خم كآدمىزاده « 9 » تا نشد مردم * گه پرى گه ددست گه كژدم در زمانه ز هرچه جانورست * تا نشد پخته آدمى بترست

در انسانى و حيوانى گويد

هست تركيب نفس انسانى * نفسى و عقلى و هيولانى « 10 » از دل و جان و نيروى فائت « 11 » * حد او حىّ « 12 » ناطق مائت « 13 » گل و دل دان سرشتهء آدم * اين بر آن آن برين شده « 14 » درهم هرچه جز مردمند يك رنگند * يا همه صلح يا همه جنگند روح انسان عجايبيست عظيم * آدم از روح يافت اين تعظيم بلعجب روح « 15 » روح انسانيست * كه در اين ديوخانه « 16 » زندانيست گاه با امر سوى حق يازد « 17 » * گاه با خلق خالكى « 18 » بازد فلكى زير « 19 » دست او پيوست * او خود از دست خويش هفت بدست « 20 »
هامش
( 1 ) - چ : بر تو خود ( 2 ) - س : چو ماخوذى ( 3 ) - س : كه زرى ، م : كه مسى ( 4 ) - ل : از تو نالايد ، م : از تو آسايد ( 5 ) - پ : به آتشى ( 6 ) - ب : بس بدانى تو ( 7 ) - ل : جندلى يا عود ( 8 ) - ب : زادم خام ( 9 ) - م : آدمى ( 10 ) - ل : عقل و جانى و هم هيولانى ( 11 ) - س : نيرو نابت ( 12 ) - س : حد اوحد ( 13 ) - م : ناطق امائت ، چ : ناطق و مائت ، ل : ناطق مائيت ( 14 ) - ب : اين بدان آن بدين نشد ( 15 ) - س : بوالعجب دان كه ، ب : بلعجب آنكه ( 16 ) - م : كه در اين سبزخانه ( ظ : شيرخانه ) ، چ : كه در اين خانه شير ( 17 ) - س : نازد ( 18 ) - م : خاككى ، س : خالكى ، چ : خانه‌گى ، ب : ديو خانگى ، ل : منجلى سازد ( 19 ) - م : فلك از زير ، س : فلكى زير ، ب : ملكى زير ( 20 ) - س : خويش باد بدست ، چ : مفت نرست ، ب : هفت پرست