تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
چرخ را فرش او نور ديد است « 1 » * همچنو « 2 » كارهاش گرديدست « 3 » هيزم بيهده مخواه از كس * آتش دل بس است با همه خس « 4 » دارد « 5 » از بهر پختگى درويش * هيزم خشك زاتش « 6 » دل خويش آتش جان تو « 7 » بدست صواب « 8 » * شسته‌اند اختران به هفتاد آب « 9 » جنبش جبر خلق عالم راست « 10 » * جنبش اختيار آدم راست « 11 »

اندر بيان نسب آدمى من عرف نفسه فقد عرف ربه

تو به قوت خليفه‌اى به گهر * قوت خويش را « 12 » بفعل آور آدمى را ميان عقل و هوا « 13 » * اختيارست شرح كرّمنا آدمى را مدار خوار كه غيب « 14 » * جوهرى شد ميان رستهء عيب « 15 » از عبيدان وراى پرده « 16 » چرا * اختيار اختيار كرده ترا تا تو از راه خشم و قلاشى * يا ددى يا « 17 » بهيمهء باشى

در حرص و شهوت و خشم گويد

بر سه نوع از « 18 » ستور و ديو و ددست « 19 » * سر و گردن يكى و دو پا و دو دست « 20 » سگ و اسبست با تو در مسكن * آن گزنده‌ست و اين « 21 » دگر توسن
هامش
( 1 ) - ب : چرخ تا فرش درنوردندست ، س : هرچه را فرش درنوردندست ، ل : چرخ را فرش تا نورديده است ، چ : پس چرا فرش او نوردنده است ( 2 ) - ل : همچو او ( 3 ) - س : گردندست ( 4 ) - چ : هيزم آتش دل سياه تو بس ، س : هيزم آتش دل تو نه بس ( 5 ) - س : باشد ( 6 ) - س : خشك آتش ( 7 ) - س : كآتش جانت را ( 8 ) - ب : بدست صواب ( 9 ) - ب : به هفتاد آب ( 10 ) - س : خير خلق عالم راست ، م : جبر خلق آدم راست ( 11 ) - س : آدم راست ، م : آن دم راست ( 12 ) - ل : جانش را ( 13 ) - چ : خوف و رجا ( 14 ) - ل : كه عيب ( 15 ) - ل : رشتهء عيب ( 16 ) - س : و راه پرده ( 17 ) - ل : گه ددى گه ( 18 ) - ب : از سه گونه ( 19 ) - ، م : ستور ديو ددست ، ل : و ديو و ددست ( 20 ) - م : سر يكى گردن و دو پاى بدست ، س : دو پاى دو دست ، ب : سر و گردن يكى دو پا و دو دست ( 21 ) - م : اين گزنده‌ست آن ، ل : اين درنده است و ان