تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨
وقت را آخرش اگر « 1 » چربست * با خداى و رسول در حربست گر دلت هست با خرد شده جفت * بشنو از حق كه يمحق « 2 » الله گفت اندك اندك چو جمع گشت ربى * برود جملگى « 3 » بخوان ز نبى حرص دنيا ترا چنان كردست * كه خدا را دلت « 4 » بيازردست سيم دارد ترا چنان مشغول * كه نترسى تو از خداى « 5 » و رسول گر صد آيت « 6 » بخوانى از تحريم * باك « 7 » نايد ترا كه بايد سيم « 8 » يوم يحمى نخوانى « 9 » از قرآن * واى بر جان ابله « 10 » نادان

حكاية

به گدائى بگفتم اى نادان * دين به دو نان مده ز بهر دو نان « 11 » ابلهانه « 12 » جواب داد از صف * كز پى خرقه و جماع و علف راست خواهى بدين تلنگ « 13 » خوشم * اين كنم به كه بار خلق كشم زان سوى كديه برد آز مرا * تا نباشد به كس نياز مرا وه كه تا در جهان پرتشويش * چند خندند ابلهان زان ريش « 14 » اى بسا ريش كاندرين خانست « 15 » * كه خداوند آن به قصرانست دل ابله چو حرص برتابد * بيشتر جويد آنكه كم يابد « 16 » دنيى ار دوست را غم و حزن است * عاشق دشمنان خويشتن است گر ترا مال و جاه و تمكين است * حادث « 17 » و وارث از پى اين است مالت آن دان كه كام راند از تو * كآنچه ماند از تو آن بماند از تو « 18 »
هامش
( 1 ) - كم : وقت را آخرش گر ( 2 ) - م : از حق كه يمحقوا ، ل : بشنو از او كه يمحق ( 3 ) - چ : برود جمله رو ( 4 ) - ب : از دلت ( 5 ) - ل : كه نينديشى از خدا ( 6 ) - ل : گر هدايت ( 7 ) - چ : بانگ ( 8 ) - ل : سليم ( 9 ) - ل : بخوانى ( 10 ) - ذ : ابله و نادان ( 11 ) - ب : به دنيا مده تو از پى نان ( 12 ) - ل : ابلهانم ( 13 ) - كم : كلنك ( 14 ) - س : زين ريش ( 15 ) - چ : جانست ( 16 ) - چ : آنچه كم يابد ، ل : جويد او چو كم يابد ( 17 ) - م : حارث ؟ ( 18 ) - ب : نماند از تو